علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
آدمی تا چه اندازه باید بی پروا باشد که رو بنای حکمتی را بر مبنای جهلی بنا کند که فقط برای لحظهای قابل دوام باشد . . . بعلاوه ایرادهای علمی محضی نیز علیه ایمان به اختیار ، وجود دارد . بررسیهایی که تاکنون در مورد رفتار حیوانات یا موجودات انسانی به عمل آمده روشن کرده است که در اینجا نیز مانند زمینههای دیگر میتوان به قوانین علمی ( علی ظ ) دست یافت و این همان است که در تجربیات " پاولوف " آزمودیم . صحیح است که ما نمی توانیم اعمال آدمی را با هیچ درجه از کلیت پیش بینی کنیم ، لکن این موضوع تا حدی مربوط به پیچیدگی مکانیسم آدمی است و هرگز بیانگر بی قانونی محض که باطل بودنش در همه موارد تجربی به ثبت رسیده است نیست و کسانی که مایلاند جهان فیزیکی از وجود قانون بر کنار باشد ، به نظر من نتیجه این میل خود را در نمی یابند . همه استنباط ما از جریان طبیعت بر اصل علیت استوار است و اگر طبیعت تحت لگام قانون نباشد ، مجموع چنین استنباطی نقش بر آب خواهد بود . در آن صورت ، دیگر نخواهیم توانست از چیزی که همه جوانب آن را شخصا نیازمودهایم ، آگاهی داشته باشیم ، و حتی اگر جدی تر صحبت کنیم ، آگاهی ما منحصر به تجربه خود ما خواهد بود ، آن هم فقط در همان لحظه آگاهی ، چون حافظه نیز بکلی مشمول قوانین علیت است . در این صورت ، اگر ما ناتوان از این باشیم که از وجود دیگران و حتی از گذشته خود استنباط موجهی داشته باشیم ، استنباط ما درباره خدا یا هر چیز دیگری که حکمای الهی آرزوی آن را دارند ، بسی ناچیزتر خواهد بود . . . در واقع ، هیچ دلیل قانع کنندهای بر این فرض وجود ندارد که حرکات اتمها تابع قانون نباشند ، زیرا فقط در همین اواخر