علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
که بدانیم بر فرض اینکه یک نفر بوده نه دو نفر ، آیا او به عنوان یک فرد ، مؤمن و مسلمان بوده یا ملحد و ماتریالیست . آنچه فعلا برای ما مهم است این است که بدانیم این آقایان مادی مسلک معاصر چه اندازه در گفتههای خود صداقت دارند و چه اندازه " علمی " میاندیشند ، و دیگر اینکه بدانیم ماتریالیسم در ایران از نظر منطقی چه اندازه در تنگنا قرار گرفته که به این تشبثات دست میزند . کتابی اخیرا به نام حلاج منتشر شده و یکی از روزنامههای ملی ( ! ) بدون هیچ نظر خاصی و بدون هیچ انگیزه غیر ملی ( ! ) دو صفحه در دو روز به معرفی و تقریظ بر این کتاب اختصاص داد ! این کتاب مدعی است که حلاج در دوره آخر عمر خود یک ماتریالیست تمام عیار بوده است ، و مدعی است که افکار مترقی ماتریالیستی حلاج همه در آن عده از آثار او بوده که سوزانده شده و اثری از آنها در دست نیست . ( اما به چه دلیل چنین افکاری در آن کتابها بوده است ، معلوم نیست . ) از نظر مؤلف این کتاب حالا که آنها از بین رفته و اظهار نظرهای گروههای مختلف موافق و مخالف حلاج همه مورد تخطئه قرار میگیرد ، پس یگانه مدرک ، آثار منسوب به اوست که باقی مانده است . مؤلف کتاب اقرار میکند که اشعار فارسی منسوب به حلاج از او نیست . باقی میماند کتاب طاسین الازل او که مورد استناد ماسینیون است و ماسینیون به استناد آن اثر ، او را عارفی مسلمان و شهید عرفان میداند ، و دیگر اشعار عربی او . مؤلف کتاب در انتساب طاسین الازل به حلاج تردید میکند ، باقی میماند اشعار عربی حلاج که در اختیار همه بوده است ، و مدعی میشود این اشعار از نظر مضمون متناقضاند . بعضی اشعار ، او را متفکری ملحد و بعضی دیگر او را عارفی زاهد مینمایانند . لهذا مؤلف بدون هیچ دلیل آن اشعار را به سه دوره مختلف از عمر حلاج تقسیم میکند : دوره عرفان و تصوف که دوره مذهبی بودن