علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
زیرا این به اصطلاح منطقی ، " تمثیل " است ، یعنی مقیاس قرار دادن یک فرد است برای افراد دیگر ، نه تجربه که عبارت است از مورد آزمایش قرار دادن افراد زیاد یک نوع تا آنجا که یقین حاصل شود آثار مربوطه اختصاص به افراد آزمایش شده ندارد ، در همه افراد نوع موجود است . حقیقت این است که اکتشاف عقل و هوش در انسانها از روی آثار و مصنوعاتشان ، نه از قبیل " تمثیل " منطقی است و نه از قبیل استدلال تجربی ، بلکه نوعی برهان عقلی است . درست است که انسان وجود موجودی به نام عقل یا اراده یا اندیشه را تنها در درون خود مستقیما مییابد و به نوع کارش که تدبیر و تقدیر و انتخاب است یعنی در میان امکانات فراوان ، یکی را که با هدفش مناسب باشد بر میگزیند آشنا میشود ، ولی آنجا که در کار دیگران مطالعه میکند ، هر چند عقل و شعور را در آنها شهود نمی کند ، اما عمل " گزینش " ؟ را در کارهای آنها مشاهده مینماید ، یعنی هنگامی که کارهای آنها را مورد مطالعه قرار میدهد ، میبیند همواره در میان انواع و اقسام کارها ، بلکه در میان هزار شکل و صورت کارها ، تنها یک شکل و یک صورت به نتیجهای مطلوب میرسد و سایر شکلها به نتیجه نمیرسد . آنها همان شکل و همان صورت خاص را بر میگزینند که به نتیجه مطلوب میرسد ، سایر شکلها و صورتها را رها میکنند . مثلا اگر انسانی قلم به دست بگیرد و بخواهد آن را روی کاغذ بکشد که یک سیاهی به یک شکل رسم شود ، هزار گونه ممکن است ، که یکی از آنها این است که مثلا به شکل " م " درآید و اگر ادامه دهد و قلم را روی کاغذ بکشد ، هزار گونه شکل ممکن است رسم شود که یکی از آنها " - ن " است ، و اگر نوبت دیگر عمل خود را تکرار کند ،