علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
امثال موریس مترلینگ یک الهیات کامل است . اینها نمی دانند که مطالعه نظام خلقت ، قدم اول است نه قدم آخر ، حداکثر این است که با این قدم تا مرز میان طبیعت و ماورای طبیعت میرسیم نه بیشتر . ما در جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم راههای مختلف خداشناسی و از آن جمله راه حس و علم ، یعنی راه مطالعه طبیعت را ارزیابی کردهایم و حدود آنها را مشخص کردهایم و ثابت کردهایم که اولا راه انسان برای تحصیل معارف الهی و ماوراء الطبیعی به مانند یک علم متقن و مبرهن باز است و بسته نیست ، ثانیا از نظر اسلام ، انسانها مکلف اند و یا لااقل مجازند که با معارف ماوراء الطبیعی به مانند مسائل تحقیقی و استدلالی و برهانی ، نه تقلیدی ، آشنا بشوند ، و ثالثا راه حس و علم یا راه طبیعت ، جادهای است که از طبیعت تا مرز ماورای طبیعت کشیده شده است و نه بیشتر . نمی گویم جادهای است که از طبیعت تا مرز الوهیت کشیده شده است و به اصطلاح برای سفر " من الخلق الی الحق " کافی است ، بلکه میگویم جادهای است که تا مرز ماورای طبیعت کشیده شده است ، یعنی همین قدر ثابت میکند که طبیعت ، ماورایی دارد و مسخر آن ماوراء است ، اما خود آن ماوراء ، مخلوق است یا نه ؟ یعنی آیا قدرت ماوراء الطبیعی ، همان خالق کل است یا خود او نیز به نوبه خود مخلوق و مسخر ماورای خود است ؟ فرضا او خود ماورایی ندارد ، آیا او خودش بسیط است یا مرکب ؟ واحد است یا کثیر ؟ علم و قدرتش متناهی است یا غیر متناهی ؟ فیضش محدود است یا نامحدود ؟ بشر در برابر او مجبور است یا آزاد ؟ . . . و دهها پرسش دیگر ، به هیچ یک از این پرسشها نمیتوا ند پاسخ دهد .