علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
می کنند ، خود این معانی و مفاهیم عالی شکست میخورند و ماتریالیسم و سایر مکتبهای ضد خدایی و ضد دینی رواج میگیرد . لهذا بدون تردید باید گفت که زاهد مابان جاهل هر محیطی که بدبختانه در میان خود ما هم زیاد هستند از عوامل مهم گرایش مردم به مادیگری میباشند . راسل میگوید تعلیمات کلیسایی ، بشر را در میان دو بدبختی و حرمان قرار میدهد : یا بدبختی دنیا و حرمان از نعمتهای آن ، و یا بدبختی و حرمان از آخرت و حور و قصور آن . میگوید از نظر کلیسا انسان الزاما باید یکی از دو بدبختی را تحمل کند : یا به بدبختی دنیا تن دهد و خود را محروم و منزوی نگه دارد و در مقابل در آخرت و جهان دیگر از لذتها بهرهمند گردد ، یا اگر خواست در دنیا از نعمتها و لذتها بهرهمند باشد باید بپذیرد که در آخرت محروم خواهد ماند . اولین سؤال و ایرادی که بر این منطق وارد است از ناحیه منطق و توحید و خداشناسی است . آخر چرا خدا الزاما بشر را به تحمل یکی از دو بدبختی محکوم کرده است ؟ چرا جمع میان دو خوشبختی نا ممکن است ؟ مگر خداوند بخیل است ؟ ! مگر از خزانه رحمت او کم میشود ؟ ! چه مانعی دارد خدا ، هم خوشبختی دنیا را برای ما بخواهد و هم خوشبختی آخرت را ؟ اگر خدایی در کار است که از وجود و قدرت غیر متناهی لبریز است ، بایستی سعادت کامل ما را بخواهد ، و اگر سعادت کامل ما را میخواهد ، هم خوشبختی دنیای ما را میخواهد و هم خوشبختی آخرت ما را . برتراند راسل از کسانی است که این تعلیم کلیسایی سخت او را آزار میداده است و شاید این تعلیم تأثیر فراوانی در گرایشهای