علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
- که البته گناه بزرگش تألیف کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم و نقد
ماتریالیسم دیالکتیک است - اهانت کنید ، گفتهاید :
" مفسر قرآن در نظام استعماری باید کوهی از سواد و فلسفه و منطق و
حکمت و کلام و فقه و اصول و صرف و نحو . . . باشد که سنگینی آنها او را
آزار داده و از میان " تن " ها به " تنهایی " بکشاند ، زیرا به مفاد
آیه کریمه هر کس وزنش سنگین تر باشد پیروز است . . . " [١] .
بدون شک برنامه مبارزه با طواغیت جزء برنامه قرآن است و بدون شک
اسلام یک دین انقلابی است ، ولی آیا همه مسائلی که در قرآن مطرح شده در
این جهت و برای این منظور است و قرآن برنامه دیگری جز این برنامه ندارد
و در نتیجه همه آیات قرآن و روایاتی که درباره لوح و عرش و ملک و
قیامت و نماز و روزه است ، باید در این زمینه پیاده شود ؟ آیا انقلاب
قرآن و " حزب الله " ، انقلاب شکم است و ریشه اقتصادی و طبقاتی دارد
، یا انقلاب " سر " است و ریشه در فطرت آدمی دارد ؟
شما میگویید منظور از اینکه امام باید تفسیر کند ، این است که :
" اندیشه مفسران به سان اندیشه امام باشد و بر مبنای آموزشها و اعمال
او شکل گرفته باشد ، یعنی تفسیرگو کسی باشد که در شرایط حساس و
درگیریهای سخت و تضادهایی که امامان ما با آنها روبرو بودهاند ، قرار
بگیرد و از آگاهی و شناخت مخصوص امام برخوردار باشد تا از عهده حل این
گونه تضادها برآید . . " .
خلاصه برای اینکه تفسیر ، تفسیر امام باشد دنبال سخن امام رفتن ضرورتی
ندارد ، باید تفکر ، تفکر امام باشد و تفکر آنگاه تفکر امام خواهد بود که
فرد از نظر طبقاتی در طبقه امام ( طبقه محرومان تاریخ ) باشد و عملا
درگیریهای طبقاتی او را داشته باشد تا مانند او تجربه کند و بیندیشد .
[١] از ادامه نقل این اهانتها معذورم .