علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
من اگر باده خورم ورنه چه کارم با کس حافظ راز خود و ( عارف وقت ) خویشم یا میگوید : قدر ( وقت ) ار نشناسد دل و کاری نکند بس خجالت که از این حاصل ( اوقات ) بریم فعلا مجال بیش از این نیست . این بنده در سه چهار سال پیش در دانشکده الهیات و معارف اسلامی پنج کنفرانس درباره " عرفان حافظ " دادم . اقلا پنج کنفرانس دیگر هم لازم بود که تا اندازهای پرده از روی اندیشههای تابناک این سالک راه حق که بحق او را " لسان الغیب " خواندهاند ، برداشته شود . یادداشتهایش موجود است و شاید روزی موفق به تنظیم و پخش و نشر آنها بشوم . جای تأسف است که مردی آنچنان ، اینچنین تفسیر میشود . به هر حال ، مادی مسلکان از چسباندن حافظ به خود طرفی نمی بندند . یکی دیگر از شخصیتهایی که اخیرا مادی مسلکان برای توجیه خود دست به تحریف او زدهاند ، حسین بن منصور حلاج است . حلاج یک شخصیت جنجال انگیز در جهان اسلام است . من در اینجا نمی خواهم درباره این شخصیت جنجالی بحث کنم . درباره این مرد دو نظریه مختلف وجود داشته است : عرفا ، و از آن جمله حافظ ، او را عارفی بلند قدر میدانند که به مقام " فناء فی الله " و " بقاء بالله " رسیده بوده است و از مقاماتش که برای مردم قشری قابل فهم و درک نبوده بازگو میکرده است و همین باعث قتلش شد . حافظ میگوید :
| مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش |
| کو به تأیید نظر حل معما میکرد |