علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
این استدلال ، بنابر " اصالت ماهیت " نیز استدلال تمامی است . افرادی نظیر بوعلی سینا از همین راه رفتهاند . سؤالی اگر باقی بماند در جای دیگر است و آن اینکه اگر حقیقت ذات واجب ، وجود محض است ، حقیقت سایر اشیاء چیست ؟ آیا حقیقت سایر اشیاء ، ماهیت آنهاست و وجود در آنها امر اعتباری است و در نتیجه جهان هستی دو حقیقتی است ، و یا حقیقت در سایر اشیاء نیز همان بهره آنها از وجود است ؟ پاسخ صحیح این سؤال به آن است که شق دوم را انتخاب کنیم و این همان اصالة الوجود است . و البته امثال ابن سینا منکر اصالت وجود نبودهاند . در زمان آنها هنوز مسأله اصالت ماهیت و اصالت وجود در میان فلاسفه و غیر فلاسفه طرح نشده بوده است . لهذا این سؤال بر بیان ابن سینا سؤالی است که در آن وقت طرح نشده بوده است ، نه اشکالی بر بیان وی . به هر حال ، قطع نظر از اصالت وجود نیز ایراد امثال کانت و هگل و سپنسر ایراد درستی نیست . اکنون درباره " ملاک نیاز معلول به علت " توضیحی میدهیم .
ریشه نیازمندی اشیاء به علت
قانون علیت و رابطه سببی و مسببی اشیاء نسبت به یکدیگر از قطعی ترین معارف بشری است . پیوند و ارتباط معلول به علت ، صوری و ظاهری نیست ، عمیق است و در متن واقعیت معلول نفوذ دارد . یعنی معلول به تمام واقعیت خود وابسته و متکی به علت است و به طوری است که اگر واقعیت علت نبود ، محال بود که واقعیت معلول