علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
باطل شناخته شده و فرضیهای دیگر جانشین آن شده است . یا اینچنین فرضیههایی نمی توان مطلبی را که در یک کتاب آسمانی آمده است ، اگر به صورت صریح و غیر قابل توجیهی بیان شده باشد ، مردود شناخت و آن را دلیل بر بی اساسی اصل مذهب شمرد و بی اساسی مذهب را دلیل بر نبودن خدا گرفت . ثانیا علوم در این جهت سیر کرده است که تغییرات اساسی که در جانداران پیدا شده ، خصوصا مراحلی که نوعیت تغییر یافته و ماهیت عوض شده است ، به صورت جهش یعنی سریع و ناگهانی بوده است . دیگر مسأله تغییرات بسیار ربطیء و نامحسوس و کند و متراکم مطرح نیست . وقتی که علم ممکن دانست که طفل یکشبه ره صد سال برود ، چه دلیلی در کار است که چهل شبه ره صدها میلیون ساله را نرود ؟ آنچه در کتب مذهبی آمده است فرضا صراحت داشته باشد که " آدم اول " مستقیما از خاک آفریده شده است ، به شکلی بیان شده که نشان میدهد ملازم با نوعی فعل و انفعال در طبیعت بوده است . در آثار مذهبی آمده است که طینت آدم چهل صباح سرشته شد . چه میدانیم ؟ شاید همه مراحلی را که به طور طبیعی اولین سلول حیاتی باید در طول میلیاردها سال طی کند تا منتهی به حیوانی از نوع انسان بشود ، سرشت و طینت " آدم اول " به اقتضای شرایط فوق العادهای که دست قدرت الهی فراهم کرده بوده است ، در مدت چهل روز طی کرده باشد ، همچنانکه نطفه انسان در رحم در مدت نه ماه تمام مراحلی را که میگویند اجداد حیوانی انسان در طول میلیاردها سال طی کردهاند ، طی میکند . ثالثا فرض میکنیم آنچه در علوم در این زمینه آمده است بیش از حد فرضیه است و از نظر علوم قطعی است ، و هم فرض