علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
پایه گذار وجود خودش باشد ، نمی گوید اگر همه چیز را علت نخستین به وجود آورده است ، خود علت نخستین را چه چیز به وجود آورده است ؟ نمی گوید مشکل علت نخستین لا ینحل است ، نمی گوید اگر قائل به خدا شویم برای زمان باید ابتدای زمانی قائل شویم ، نمیگوید اگر خدا را اثبات کنیم باید آزادی را نفی کنیم ، نمی گوید یا خدا یا آزادی و امثال اینها . در گذشته تاریخ اسلامی ، اشعریان و حنبلیان ، جمود و قشریتی به وجود آوردند که الهیات اسلامی را تهدید میکرد ، ولی نتوانست در مقابل تحرک و تعالیای که معارف عمیق اسلامی در بر داشت مقاومت کند . متأسفانه اخیرا گروهی از نویسندگان به اصطلاح روشنفکر مسلمان عرب ، تحت تأثیر فلسفه حسی غرب از یک طرف و سوابق اشعریگری از طرف دیگر ، نوعی جمود فکری و لا ادریگری در الهیات را تبلیغ میکنند و یک نوع اشعریگری پیوند خورده با فلسفه حسی را رواج میدهند . فرید و جدی و تا حدی سید قطب ، محمد قطب ، سید ابوالحسن ندوی از این طبقهاند . کم و بیش موج این طرز تفکر به میان ما هم رسیده است . این طبقه تحت عنوان اینکه ماوراء الطبیعه وادیی است ناشناخته و برای بشر مجهول است و از حدود توانایی عقل و اندیشه بشر خارج است و ما هم شرعا مکلف نیستیم وارد این وادیهای ناشناخته بشویم ، به طور کلی باب معارف را سد میکنند . اینها خیال میکنند حد نهایی الهیات این است که در نظامات خلقت مطالعه کنیم و انگشت حیرت به لب بگیریم ، انگشت حیرت به دندان گزیدن حداکثر خداشناسی است ، بنابراین یک دوره تاریخ طبیعی مطالعه کردن برای همه مسائل الهیات کافی است ، کتابهای