علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
همه ذوات ، ماهیتهایی هستند که وجود بر آنها عارض گشته است ؟ لیکن بنابر " اصالت وجود " که قهرمان آن ، از نظر اثبات فلسفی و اقامه براهین ، صدرالمتألهین شیرازی است طرز تفکر عوض میشود . بنابر نظریه اول ، تصویر ما درباره اشیاء چنین خواهد بود که ذات آنها چیزی است که به خودی خود غیر " هستی " است و " هستی " را یک موجود دیگر باید به او افاضه نماید . ما آن موجود دیگر را " علت " مینامیم . اما بنابر اصالت وجود ، ذات حقیقی اشیاء همان بهره آنها از هستی است و هستی ، ذاتی نیست که یک موجود دیگر بخواهد به آن هستی بدهد . پس اگر لازم باشد که علت خارجی ، چیزی را به اشیاء افاضه نماید آن چیز همان ذات اشیاء است که عین هستی است نه یک امر عارض و علاوه بر ذات اشیاء . آنگاه مطلب دیگری مطرح میشود و آن اینکه آیا هستی از آن جهت که هستی است یعنی در هر لباس و در هر مظهر و در هر مرتبه باشد لازم است که از ناحیه یک موجود دیگر افاضه شود ، و لازمه این مطلب این است که وجود از آن جهت که وجود است ، عین افاضه و عین فیض و عین وابستگی و تعلق و عین اثر بودن و مؤخر بودن است و قهرا عین محدودیت است ، یا جهت دیگری در کار است ؟ پاسخ این است که حقیقت هستی که در عین دارا بودن مراتب و مظاهر مختلف ، یک حقیقت بیش نیست ، هرگز ایجاب نمی کند احتیاج و افتقار به شیء دیگر را ، زیرا معنی احتیاج و افتقار در هستی ( برخلاف احتیاج و افتقاری که قبلا در ماهیات فرض میشد ) این است که هستی عین احتیاج و افتقار باشد و اگر حقیقت هستی