علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
" به هنگام جوانی درباره این مسائل ژرف نمی اندیشیدم و برهان علة العلل را تا مدتی مدید پذیرفتم ، تا اینکه روزی به سن هیجده سالگی ضمن خواندن اتوبیوگرافی جان ستوارت میل بدین جمله برخوردم : " پدرم به من میگفت که این پرسش : چه کسی مرا آفریده است ؟ جواب ندارد ، زیرا بلافاصله این سؤال مطرح میشود چه کسی خدا را آفرید ؟ " جملهای بدین سادگی ، دروغ برهان علة العلل را برایم آشکار ساخت و هنوز هم آن را دروغ میدانم . اگر هر چیز باید علتی داشته باشد ، پس خدای را نیز علتی باید . اگر چیزی بدون علت وجود تواند داشت ، این چیز میتواند هم خدا باشد و هم جهان پوچی این برهان به همین جهت است " . سخنان گذشته ما پوچی سخن راسل را روشن میکند . سخن در این نیست که آیا هر چیز باید علت داشته باشد یا استثنائا یک موجود بدون علت وجود تواند داشت ، و اگر یک چیز بدون علت میتواند وجود داشته باشد چه فرق میکند که خدا باشد یا جهان . سخن در این است که هر چیز و هر موجود از آن جهت که چیز است و به نوعی دارای هستی است ، نه ملاک نیاز به علت است و نه ملاک بی نیازی ، تاگفته شود چه فرقی در این جهت میان چیزهاست . سخن در این است که در میان چیزها و موجودات ، چیزی و موجودی هست که وجود صرف و کمال مطلق است و هر کمالی از اوست و به سوی اوست و او چون هستی عین ذاتش است ، بی نیاز از علت است ، برخلاف چیزهایی که هستی را به صورت عاریت دارند . آنچنان موجودی نه وجود و نه کمالات وجود را فاقد است تا طلب کند و به سوی آن بشتابد ، و نه این کمالات را از دست