علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
را ملاک نقص و نیازمندی و وابستگی به غیر دانستند ، ایرادهای اساسی وارد کردند که اکنون مجال ذکر آن ایرادها نیست . گفتند درست است که هر حادثی نیازمند به علت است ، اما ملاک نیازمندی حادث ، حدوثش نیست ، چیز دیگر است . و گفتند " قدم " به هیچ وجه ملاک بی نیازی و کمال و استقلال نیست . فلاسفه مدعی شدند که ملاک نقص و کمال و نیازمندی و بی نیازی اشیاء را در مرتبه ذات و ماهیت آنها باید جستجو کرد ، نه در سابقه نیستی که " حدوث " نامیده میشود و ازلیت وجود که " قدم " نامیده میشود . اشیاء در مرتبه ذات از نظر هستی دو گونهاند یا لااقل دو گونه فرض میشوند : یکی اینکه هستی عین ذات آنها باشد ، یعنی ماهیتی غیر از هستی نداشته باشند و به عبارت دیگر " چیستی " و " هستی " آنها یکی باشد ، دیگر اینکه ذات شیء چیزی باشد غیر از هستی و غیر از نیستی . نوع اول را " واجب الوجود " مینامیم و نوع دوم را " ممکن الوجود " . واجب الوجود از آن نظر که عین وجود است و معنی ندارد که شیء از خودش خالی باشد بلکه محال است که خودش که عین هستی است ، " هست " نباشد ، بی نیاز از علت است ، زیرا علیت عبارت است از اینکه علت به ذات معلول ، هستی ببخشد و وقتی که ذات شیء عین هستی است و از این نظر خعی ندارد نیازی به علت ندارد . ولی ممکن الوجود نظر به اینکه نه عین هستی است و نه عین نیستی ، و نسبت به هر دو بی تفاوت و لا اقتضاست و نسبت به هر دو خع دارد ، نیازمند به چیز دیگر است که آن خع را پر کند و آن علت است . وجود علتها آن خع را از هستی پر میکند و ممکن الوجود بالذات ، واجب الوجود بالغیر میگردد و عدم علت ، آن خع را از نیستی پر میکند و ممکن الوجود بالذات ،