علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
دانستند و ریشه بی نیازی یک شیء از علت را " قدم " و دائمی بودن وجود دانستند . متکلمین گفتند اگر موجودی وجودش مسبوق به عدم بوده و نیستی بر هستی اش پیشی داشته باشد ، و به عبارت دیگر اگر موجودی در یک زمان نبود و در زمان دیگر بعد از آن زمان " بود " شد ، چنین موجودی به این دلیل که نبوده و بعد " بود " شده ، نیازمند به علتی است که او را پدید آورد و وجودش یک وجود وابسته به غیر خواهد بود . و اما اگر موجودی فرض شود که همیشه بوده است ، هیچ گاه نبوده که نبوده است ، چنین موجودی مستقل و بی نیاز از علت است و به هیچ وجه وابسته به غیر خود نخواهد بود . متکلمین گفتند که اساسا معنی علیت چیزی برای چیزی ، مثلا علیت " الف " برای " ب " ، این است که " الف " ، " ب " را از نیستی به هستی آورده است و این در صورتی متصور است که " ب " سابقه نیستی داشته باشد ، و اما اگر فرض شود که " ب " همیشه بوده است ، هیچ گاه نبوده که نبوده باشد ، علیت " الف " برای آن معنی ندارد . در حقیقت ، متکلمین آن نقصی که منشأ نیازمندی اشیاء و وابستگی آنها به غیر خودشان میشود ، نیستی پیشین یعنی نیستی مقدم بر هستی از حیث زمان دانستند و منشأ کمال و بی نیازی و استقلال از غیر را " قدم " و نداشتن سوء سابقه نیستی دانستند . پس از نظر متکلمین موجود یا ناقص است و نیازمند است و حادث است و وابسته به غیر است ، و یا کامل است و بی نیاز است و قدیم است و مستقل از غیر است .
ب . نظریه قدمای فلاسفه اسلامی مانند بوعلی تا دوره صدرالمتألهین :
این فلاسفه بر نظریه متکلمین که حدوث و عدم پیشین