علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
اکنون باید ببینیم تصویر واقعی نظریه علت نخستین از نظر فلسفی چگونه است ؟ آیا به این شکل است که ژان پل سارتر و گروهی دیگر فرض کردهاند که یک شیء به وجود آورنده خود باشد و به اصطلاح ، پایه گذار وجود خود باشد ؟ که لازمهاش این است یک شیء خودش علت خودش و معلول خودش باشد . و یا معنی علت نخستین آن است که کانت و هگل و سپنسر تصور کردهاند ، یعنی موجودی که درباره او استثنائی در قانون علیت صورت گرفته است ، یعنی با آنکه هر چیزی نیازمند به علت است و ممکن نیست بدون علت باشد ، استثنائا علت نخستین چنین نیست . و آیا امتناع تسلسل که ما را ملزم میکند به قبول علت نخستین ، ملزم میکند به اینکه قبول کنیم یک چیزی خودش علت خودش است ؟ آیا ذهن ما برای فرار از یک محال ، ملزم میگردد به قبول یک محال دیگر ؟ چرا ؟ اگر بناست ذهن محال را نپذیرد ، هیچ محالی را نمی پذیرد . چرا استثناء قائل شود ؟ ! مطابق تصویر سارتر ، علت نخستین نیز مانند همه اشیاء نیازمند به علت است ، ولی این نیاز را خودش برای خودش بر میآورد . اما مطابق تصویر کانت و هگل و سپنسر ، در میان اشیایی که همه از نظر عقل مانند هم هستند ، یکی را الزاما و برای فرار از امتناع تسلسل باید استثناء کنیم و بگوییم همه اشیاء نیازمند به علتاند جز یکی و آن یک همان علت نخستین است . اما اینکه چه فرقی میان علت نخستین و سایر اشیاء است که همه آنها نیازمند به علتاند و آن یکی مورد استثناء واقع شده است ، جواب این است که از نظر عقل هیچ فرقی نیست ، تنها برای فرار از تسلسل ممتنع مجبوریم یکی را بی نیاز از علت فرض کنیم .