علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
علل چیست ، که آنها نیازمند به علتاند و او بی نیاز از علت است . یا
به عبارت خود او ، نمی توان فهمید که چرا علت نخستین ، علت نخستین شده
است ، ولی اگر به دنبال وجه و غایت برویم میرسیم به وجه و غایتی که وجه
و غایت بودن آن عین ذات اوست و احتیاجی به وجه و غایت دیگر ندارد .
نظیر آنچه هگل در باب علت نخستین گفته است کانت و سپنسر نیز
گفتهاند . سپنسر میگوید :
" مشکل اینجاست که عقل بشر از یک طرف برای هر امری علت میجوید و
از طرف دیگر از دور و تسلسل امتناع دارد ، علت بی علت را هم نه مییابد
و نه فهم میکند ، چنانکه کشیش چون به کودک میگوید دنیا را خدا خلق کرده
است ، کودک میپرسد خدا را کی خلق کرده است ؟ "
و همچنین نظیر اینها و بلکه بی پایهتر از اینهاست آنچه ژان پل سارتر
در این باره گفته است . وی به نقل پل فولکیه درباره علت نخستین میگوید
:
" تناقض است اینکه وجودی خودش علت خودش باشد " .
پل فولکیه در توضیح گفته سارتر چنین میگوید : " برهان مزبور که سارتر
آن را تشریح نمی کند معمولا اینچنین عرضه میگردد : اگر ادعا کنیم که خود
وجود خویش را پایه گذاردهایم ، باید این را نیز باور داشت که پیش از
وجود خود وجود داشتهایم ، و این همان تناقض آشکاری است که رخ میگشاید
" [١] .
[١] پل فولکیه : اگزیستانسیالیسم ، ترجمه فارسی ، ص . ٩٦