علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
و از دلایل آن جرم ، بی خبر میگذاشتند . چنان فرض و قبول میشد که این
مردم ، گناهکار و بزهکارند و برایشان بود که گناهکاری خود را ثابت کنند
. داوران هرگونه وسیله فکری و بدنی را برای وادار کردن ایشان به اعتراف
به گناه و شناساندن همدستان خود به کار میبردند . برای تشویق متهمین به
اعتراف ، وعده بخشش یا تخفیف به ایشان میدادند . ولی آن داوران چنان
میپنداشتند که برای وفا کردن به عهدی که با جادوگران و بد دینان بستهاند
، هیچ الزام اخلاقی ندارند و این وعده را برای مدت مختصری که در آن فاصله
متهم آنچه گفتنی است بگوید ، مراعات میکردند . هر عمل خارج از حدود
شرافتمندی را که نسبت به آن متهمان انجام میشد ، چون به منظور مقدسی
میدانستند ، روا میداشتند . هرچه بیشتر مردم را عذاب و شکنجه میدادند ،
این کار را ضروری تر تصور میکردند . اینها که گفتیم ممکن است به آسانی
با مراجعه به چکش و کتابهای دیگر و نیز به صورت مجسم تر با مطالعه
صورتمجلسهای محاکمات که عددشان فراوان است ، تأیید شود " [١] .
جرج سارتون پس از سه چهار صفحه بحث در این زمینه ، میگوید :
" اعتقاد به جادوگری به راستی یک بیماری دماغی بود که از سفلیس
خطرناک تر بود و سبب مرگ وحشت انگیز هزاران مرد و زن بیگناه شد . از
آن گذشته ، توجه به این امر جنبه تاریکی از رنسانس را نشان میدهد که
معمولا فریبندگی آن از چیزهای دیگری که معمولا درباره این دوره گفته میشود
کمتر است ،
[١] شش بال ، ص ٢٩٦ - . ٢٩٨