علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
این همه عنایت و لطف شما به او از آن جهت است که او به تعبیر شما از
محرومان تاریخ و از به اسارت گرفته شدهها و مستضعفین تاریخ است .
اسارت و بردگی سالم به دوره قبل از مدینه و قبل از جنگهای اسلامی منتهی
میشود . شما طبق فلسفهای که از آن پیروی میکنید و آن را یکی از معیارهای
تفسیر قرآن قرار دادهاید ، فکر کردهاید که چون سالم از محرومان تاریخ
است ، پس یک انقلابی واقعی و مؤمن واقعی است و از نظر موضع اجتماعی
همردیف سلمان و ابوذر و مقداد و بلال است ، یعنی موضع طبقاتی او کافی
است که او را یک انقلابی واقعی قرار دهد و بر تارک درخشان همه شهیدان و
حافظان قرآن یمامه بنشاند . غافل از آنکه آن خانهای که به اعتراف خود
شما خانه مردم و خانه توده بوده است ( خانه فاطمه علیها السلام ) به دست
همین فرد تودهای به آتش کشیده شد .
آیا اینها دلیل بی اطلاعی شما از تاریخ صدر اسلام نیست ؟ آیا اینها
معیارهای شما را در فلسفه تاریخ بکلی بی اعتبار نمی کند ؟ آیا اینها کافی
نیست که شما در ارزیابیها و تفسیرهای خود از تاریخ تجدید نظر کنید و فی
المثل قضاوتها و اندیشهها و گرایشها و تفکرات هزار ساله مفسرین و فقها و
حکما و عرفا و زهاد و عباد را آن گونه توجیه مادی و طبقاتی نفرمایید ؟ !
شما در تفسیر آیه کریمه " « الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه و
مما رزقناهم ینفقون »" [١] درباره ایمان به غیب اینچنین میگویید :
" مفسرین ، غیب را آنچه که دیدنی نیست ، اعم از خداوند یا فرشتگان و
. . . از این قبیل دانستهاند ، حال آنکه اولا خداوند و فرشتگان و . . .
غیب نیستند ، ثانیا با طرح عنوان متقین ، مسأله ایمان به خدا مطرح شده و
گذشته است " .
آنگاه خودتان ، غیب و ایمان به غیب را اینچنین تفسیر میکنید :
[١] بقره / [٣]