علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
حلاج کار نکرده است . ماسینیون ، حلاج را یک عارف پاک مسلمان و شهید عرفان مینامد . برخی مادی مسلکان معاصر خواستهاند از حلاج یک مادی منکر خدا بسازند که نه تنها اعتقاد به خدا نداشته است ، به هیچ وجه هم نمی خواسته با ادعای حلول خدا در خود ، به خدا رسیدن و خدا شدن خود را تبلیغ کند ، بلکه میخواسته اندیشه انکار خدا را تبلیغ نماید . این گروه بر خلاف گروه اول که حلاج را یک عارف و اصل میدانند و او را مبلغ اندیشه " وصل " میشمارند و بر خلاف گروه دوم که او را یک دروغزن میدانند و مبلغ اندیشه " حلول " میشمارند و به هر حال هر دو دسته تبلیغات حلاج را براساس قبول وجود خداوند تلقی میکنند ، او را منکر خدا و مبلغ اندیشه انکار و نفی خدا میشمارند . اینها میگویند حلاج نمی خواسته برای خود مقامی ، اعم از " وصل " یا " حلول " ، اثبات کند ، بلکه فقط میخواسته خدا را نفی و انکار نماید . طبق نظر این مدعیان ، حلاج نه تنها یک ماتریالیست تمام عیار بوده ، منطقا نیز از منطق دیالکتیک پیروی میکرده است . یعنی ماتریالیسم او ماتریالیسم دیالکتیک بوده و همان فلسفه و منطق را داشته که هزار سال بعد از او مارکس و انگلس با تکیه بر ماتریالیسم فویر باخ و منطق هگل در جهان علم کردند ، و نه تنها شخصا یک ماتریالیست دیالکتیسین بوده ، درد خلق و رنج تودههای زحمتکش را داشته و هدفش تشکیل حزب و جمعیت برای واژگون کردن رژیم فئودالیسم حاکم و نهادهای وابسته به آن بوده است . از نظر ما مهم این نیست که بدانیم آیا یک نفر به نام حسین حلاج وجود داشته و همه قضایایی که نسبت داده میشود ، به یک نفر تعلق دارد و یا دو نفر بودهاند : یکی عارف و مسلمان و پاک نهاد ، و هم او بوده که انا الحق گفته ، و دیگری مردی شعبده باز و حیلهگر بوده که با قرامطه ارتباط داشته است . و همچنین این جهت برای ما مهم نیست