علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
نمی فهمند و یا میفهمند که نمی فهمند ، ولی خود را به نفهمی میزنند ؟
شناخت کسی مانند حافظ آنگاه میسر است که فرهنگ حافظ را بشناسند و برای
شناخت فرهنگ حافظ لااقل باید عرفان اسلامی را بشناسند و با زبان این
عرفان گسترده آشنا باشند .
عرفان ، گذشته از اینکه مانند هر علم دیگر اصطلاحاتی مخصوص به خود دارد
، زبانش زبان " رمز " است . خود عرفا در برخی کتب خود کلید این
رمزها را به دست دادهاند . با آشنایی با کلید رمزها بسیاری از ابهامات
و ابهامات رفع میشود . اینجا به عنوان مثال موضوعی را طرح میکنم که با
اشعاری که شاعر بزرگ معاصر ( ! ) به عنوان سند الحاد حافظ آورده مربوط
میشود و آن موضوع " دم " یا " وقت " است .
عرفا - و در این جهت حکما نیز با آنها هم عقیدهاند - معتقدند که انسان
تا در این جهان است باید مراتب و مراحل آن جهان را طی کند ، و این آیه
قرآن نیز مستند ایشان است : " « و من کان فی هذه اعمی فهو فی ا×خره
اعمی و اضل سبیلا »" [١] . محال است که انسان در این جهان چشم حقیقت
بینش باز نشده باشد و در آن جهان باز گردد . آنچه به نام " لقاء الله
" در قرآن کریم آمده است باید در همین جهان تحصیل گردد . اینکه زاهدان
و متعبدان قشری میپندارند که با انجام یک سلسله اعمال ظاهری ، بدون
اینکه نفس در این جهان اطوار خود را طی کرده باشد ، میتوان به جوار قرب
الهی رسید ، خیال خام و وعده " نسیه " شیطانی است . فخرالدین رازی در
یک رباعی چنین میگوید :
| ترسم بروم ، عالم جان نادیده |
| بیرون روم از جهان ، جهان نادیده |
| در عالم جان چون روم از عالم تن ؟ |
| در عالم تن ، عالم جان نادیده |
[١] اسراء / . ٧٢