علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
اکنون ببینیم از نظر علاقهمندان به بسط و اشاعه کلمه توحید که نجات انسانیت را در گرو خداشناسی و خداپرستی میدانند ، معنویت را از ضرورتهای زندگی فردی و اجتماعی انسان میشناسند ، اذعان دارند بشریت منهای معنویت امیدی به بقایش نیست ، خودش را و تمدنش را و زمینی را که بر آن قرار گرفته به دست خود نابود خواهد ساخت آری ، از نظر این افراد چاره چیست و چه باید کرد ؟ اگر بررسیهای گذشته را ملاک قرار دهیم باید اولا مکتب الهی را به طور معقول و علمی و استدلالی صحیح عرضه بداریم : به خداوند تصویر انسانی ندهیم ، برایش چشم و گوش نسازیم ، میان چشم چپش و چشم راستش فاصله معین نکنیم ، او را در لابراتوراها و یا در بالای ابرها و مافوق آسمانها و در قعر دریاها جستجو نکنیم ، مسأله تنزیه را که قرآن کریم فراوان بر آن تکیه کرده است در نظر بگیریم و او را برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم بدانیم ، او را فقط آغاز کننده جهان ندانیم ، میان او و علل زمانی تقسیم کار برقرار نکنیم ، با تصورات نامربوط درباره علم ازلی و اراده ازلی مبارزه کنیم و خلاصه جلوی هرگونه لغزش فکری را در مسائل الهیات بگیریم . البته این کار وقتی میسر است که به یک مکتب استدلالی سیستماتیک الهی که پاسخگوی این نیاز باشد ، بپیوندیم . معارف اسلامی از این نظر فوق العاده غنی است و میتواند پاسخگوی خوبی به این نیاز باشد . حکمای اسلامی با الهام از قرآن کریم و کلمات رسول اکرم ( ص ) و ائمه اطهار ( ع ) توانستهاند یک مکتب مستدل و مستحکمی در این زمینه به وجود آورند . کسی که با این مکتب آشنا باشد نمی گوید معنی علت نخستین این است که یک شیء خودش