علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
ناخواه ، دیر یا زود یا بر میگردد و الهی میشود و یا اینکه تنزه اخلاقی او تبدیل به مادیت اخلاقی میگردد . این دو نحو مادیت ( مادیت اعتقادی و مادیت اخلاقی ) علت و معلول یکدیگرند و از نوع علت و معلولهای متقابل هستند ، یعنی هر کدام ، هم علت دیگری واقع میشوند و هم معلول آن . وقتی انسان فکرش به اینجا منتهی گشت که جهان بدون هدف است و هوش و عقل و ادراک در آن وجود ندارد و خلقت افراد انسانی هم تصادفی است و خلقتی است براسا س عبث و پرونده انسانها نیز پس از مرگ بکلی بسته میشود ، طبعا به فکر میافتد " پس دم را باید غنیمت شمرد ، تا کی در فکر خوب و بد بودن و عمر را بیهوده تلف کردن ؟ " . طرز تفکر بیهوده شماری هستی و حیات و آفرینش طبعا به مادیت اخلاقی منتهی میگردد ، مخصوصا که این طرز تفکر فوق العاده رنج آور و طاقت فرساست . غالبا صاحبان این اندیشهها از خود ، یعنی از اندیشههای خود که مانند مار و عقرب آنها را میگزد ، فرار میکنند و به دنبال وسیلهای هستند که آن اندیشههای گزنده و خرد کننده را از آنها دور سازد . در پی امور فراموشی آور میروند ، به مخدرات و مسکرات پناه میبرند ، حداقل این است که به مجالس و محافل عیش و عشرت برای فراموشی کردن خود و اندیشههای خود رو میآورند و تدریجا غرق در مادیت اخلاقی میگردند . پس علت اینکه مادیت اعتقادی منجر به مادیت اخلاقی میگردد تنها این نیست که منطقا اساس اخلاق مبتنی بر عفاف و تقوا متزلزل میگردد و دلیلی برای چشم پوشی از لذتهای مادی باقی نمی ماند ، تنها این نیست که با از میان رفتن سد معنوی افکار الهی ،