علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
معلولی ، بلکه توالی و تعاقب نیز محسوس نیست ، معقول و انتزاعی است . ثانیا میگوید قانون علت و معلول ، علیت و معلولیتی را تأیید میکند که علت نیز به نوبه خود معلول علتی دیگر باشد و فرض علیت و معلولیتی که علت ، معلول علت دیگر نباشد برخلاف قانون علیت و معلولیت است . میپرسیم چرا ؟ فرضا ما قانون علیت را یک قانون تجربی بدانیم ، در کجای این قانون چنین محدودیتی و تقییدی هست ؟ مگر تصور ما از علیت و معلولیت جز این است که هر پدیدهای نیازمند به عاملی است که او را به وجود آورده باشد ؟ اما اینکه خود عامل مزبور نیز باید پدیدهای باشد که به یاری عامل دیگر به وجود آمده باشد و آن عامل نیز به نوبه خود همین طور الی غیر النهایة ، از کدام تجربه به دست آمده است ؟ ثالثا خلقت از عدم به تجربه ممتنع است یعنی چه ؟ مگر ضرورت و امتناع ، جزء امور تجربی هستند ؟ آیا امتناع یا ضرورت ، یک پدیده و یک حالت مادی است که قابل تجربه و احساس باشد ؟ حداکثر این است که تاکنون خلقت از عدم مشاهده نشده باشد ، اما اینکه امتناعش با تجربه ثابت شده باشد یعنی چه ؟ رابعا چه فرقی هست میان علیت و معلولیتی که علت خود معلول علتی دیگر باشد ، با علیت و معلولیتی که علت معلول علتی دیگر نباشد ، که اولی خلقت از عدم نیست و دومی خلقت از عدم است ؟ در هر دو مورد ، وجودی وابسته به وجود دیگر و ناشی از وجود دیگر است . اگر خلقت از عدم صورت گرفته ، در هر دو حال صورت گرفته و اگر صورت نگرفته ، در هیچ حال صورت نگرفته است .