علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
نتیجهای از مقدمهای پیدا شود که مقدمه او نیست و از مقدمهای نتیجهای پیدا شود که آن نتیجه ، نتیجه این مقدمه نیست ، بلکه نتیجه طبیعی مقدمات دیگر است که وجود نیافته است . مثلا اگر شما از تهران سوار اتومبیل شوید و راه تهران قم را پیش بگیرد و بعد از دو سه ساعت به قم برسید ، هرگز نمی گویید با اتومبیل در این راه ، راه افتادم و تصادفا به قم رسیدم ، زیرا لازمه طبیعی این نوع سیر و حرکت ، رسیدن به قم است . ولی اگر دوستی قدیمی داشته باشید که سالهاست او را ندیدهاید و در وقتی که به قم میروید ابدا در فکر او و در جستجوی او نیستید ، همینکه در بین راه تهران و قم به علی آباد رسیدید برای رفع خستگی پیاده شدید و در کنار یک میز ، یک صندلی خالی یافتید و رفتید که بنشینید ناگهان رفیق خودتان را دیدید که بیست سال بود ندیده بودید و معلوم شد در شیراز بوده و میآمده به تهران و او هم برای رفع خستگی آمده لحظهای بنشیند و با شما برابر شده است ، در اینجا هر دو نفر میگویید در بین راه قم و تهران تصادفا به هم رسیدیم . اینکه هر دو نفر این ملاقات را تصادف تلقی میکنید ، از این جهت است که لازمه طبیعت کلی حرکت از قم به تهران و از تهران به قم چنین برخوردی نیست . اگر لازمهاش این بود ، باید هر وقت و هر زمان و در هر شرایطی که شما از تهران به قم حرکت کنید ، چنین برخوردی دست دهد و حال آنکه چنین نیست ، تنها این سفر که سفری خاص بوده و در زمانی خاص صورت گرفته است و مقرون به شرایط خاصی بوده است ، این نتیجه را به بار آورده است و به همین جهت این ملاقات نه برای شما و نه برای دوست شما و نه برای هر فردی دیگر مانند شما قابل پیش بینی نبوده است و اگر شما یا دوستتان میخواستید طرحی برای سفرتان تهیه کنید ، هرگز