تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٢
شايان ذكر است كه مراد از وحى ، در اين جا ، وحى تشريعى نيست و در اين كتاب ، شريعتِ تازه اى بيان نمى شود و از سويى ، كاملاً با قرآن ، متفاوت است . مراد از مصحف ، در اين جا ، به معناى نوشته است . پيش از اين ، توضيح داده شد كه وحى عام ، در مورد غير پيامبران نيز امكان تحقّق دارد . امام صادق عليه السلام ، در باره چگونگى تدوين مصحف فاطمه عليهاالسلام ، فرموده است : هنگامى كه خداوند متعال ، جان محمّد را ستاندْ ، فاطمه عليهاالسلام از رحلت او چنان اندوهگين شد كه جز خداوند عز و جل هيچ كس از آن ، آگاهى نداشت . خداوند ، فرشته اى را به سوى او فرستاد تا او را تسلّى دهد و با او سخن بگويد . فاطمه عليهاالسلاماين را به امير مؤمنان عليه السلام باز گفت و على عليه السلام به او گفت : «هر گاه اين تماس را احساس كردى و صداى او را شنيدى ، به من بگو» . فاطمه عليهاالسلام نيز آن را به على عليه السلام مى گفت و امير مؤمنان عليه السلام ، آنچه را مى شنيد ، مى نوشت تا از اينها ، مصحفى ثبت كرد . سپس امام صادق عليه السلام فرمود : در اين مصحف ، چيزى از حلال و حرام نيامده است و تنها دانش [پيشامدهاى ]آينده در آن ، آمده است . {-١-}
٦ . الهام
مقصود از الهام ، همان وحى عامّ است كه پيش از اين ، در باره آن ، توضيح كافى داده شد . [٢] گفتنى است كه در برخى روايات ، جَفْر نيز به عنوان يكى ديگر از منابع دانش اهل بيت عليهم السلام آمده است ؛ [٣] امّا از جمع بندى روايات مختلف ، به اين نتيجه مى رسيم كه جَفْر ، به دو صندوق پوستى اشاره دارد كه كتبِ مختلف رسيده از پيامبران گذشته و كتبى كه از پيامبر خدا و امام على و فاطمه عليهم السلام به امامان عليهم السلام به ارث رسيده
[١] . الكافى ، ج ١ ، ص ٢٤٠ ، ح ٢ .[٢] . ر . ك : ص ٥٩ : «وَ مَهْبِطَ الوَحْى» .[٣] . الكافى ، ج ١ ، ص ٢٣٩ ، ح ١ و ص ٢٤٠ ، ح ٣ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٤١٩ ، ح ٥٩١٤ .