تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧
همچون كفِ روى آب مى داند و ماهيّت هر دو را در تمثيلى زيبا ، بيان فرموده : «أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَسَالَتْ أَوْدِيَة بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى النَّارِ ابْتِغَآءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَـعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَ لِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْبَـطِـلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَآءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْأَرْضِ كَذَ لِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ . [١] از آسمان، آبى فرو فرستاد. پس رودخانه هايى به اندازه گنجايش خودشان ، روان شدند و سيل، كفى بلند روى خود برداشت ؛ و از آنچه نيز براى به دست آوردن زينتى يا كالايى، در آتش مى گدازند ، نظير آن ، كفى بر مى آيد. خداوند، حق و باطل را چنين مَثَل مى زند ؛ امّا كف، بيرون افتاده ، از ميان مى رود ؛ ولى آنچه به مردم سود مى رساند ، در زمين [ باقى ]مى مانَد . خداوند ، مَثَل ها را چنين مى زند ».
محك حق
زرگر با سنگ محك ، زرِ ناب را مى شناسد و كودك نوپا ، جواهرات بَدَلىِ چشم نواز را بر زر ناب ، ترجيح مى دهد. شناخت حق در ميان شبهات فراوان ، چندان آسان نيست و همواره ، نيازمند معيارى است تا حق ، رُخ بنمايد و باطل ، به كنارى برود . اعتقاد حق، پاسخگوست و اعتقاد باطل ، سرگرم كننده . اخلاق حق ، سازنده و آينده ساز است و اخلاق باطل ، مسكّن و تخدير كننده است. كردار حق ، روش زندگى را مى آموزد و كردار باطل ، بنيان خانواده را بر هم مى زند. نماز اهل حق، از فحشا و منكر ، باز مى دارد و نماز اهل باطل ، با هر گونه ستم و فحشايى كنار مى آيد. يزيد ، اگر چه در برابر جريان حق ايستاد ؛ امّا براى بسيارى از سبُك مغزان زمان خود ، امير مؤمنان بود. بنا بر اين ، هر دو جريان حق و باطل، اعتقادات، اعمال و اخلاقى دارند و اگر معيارِ بازشناسى حق از باطل ، وجود نداشته باشد، دين ، آميزه اى از حق و باطل
[١] سوره رعد ، آيه ١٧ .