تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٣
را ناخوش مى داشت] ، نمى فرمود : «اى كاش جز اين ، پيش آمده بود !». براى پيروان آن بزرگواران ، پرهيز از گلايه زبانى در برابر اين گونه حوادث ، ممكن است ، اگر چه نتوانند در باطن ، شِكوه را بزدايند . اين سخن ، بدين معناست كه يكى از نشانه هاى انسانِ مستجاب الدعوه ، راضى بودن به قضاى الهى است . بنا بر اين ، هر چه انسان بيشتر نسبت به مقدّرات الهى راضى باشد ، دعاى او به اجابت ، نزديك تر است . خلاده ، دخترى راضى به قضاى خداوند بود كه به همين جهت ، خداوند متعال ، مقام همنشينى با پيامبرش در بهشت را به او عطا فرمود. امام صادق عليه السلام ، ماجرا را چنين گزارش فرموده است : خداوند متعال ، به داوود عليه السلام وحى فرمود: «به خلاده ، دختر اوس ، بهشت را نويد بده و به او خبر ده كه در بهشت ، همسر تو خواهد بود». داوود عليه السلام به سوى خلاده ره سپار شد و درِ خانه اش را كوبيد. خلاده ، بيرون آمد و گفت : آيا چيزى در باره من نازل شده است؟ داوود عليه السلام فرمود: «آرى» . گفت : چه نازل شده ؟ داوود عليه السلام گفت : «خداى متعال ، به من وحى فرمود و خبر داد كه تو در بهشت ، همسر من خواهى بود و فرموده كه : تو را به بهشت ، مژده دهم» . خلاده گفت: شايد تشابه اسمى ميان من و كس ديگرى رُخ داده باشد ؟ داوود عليه السلام گفت: «آن خلاده ، تو هستى» . گفت : اى پيامبر خدا! حرفت را باور مى كنم ؛ امّا به خدا سوگند ، در خود چنين سزامندى اى نمى بينم ! داوود عليه السلام فرمود: «از درونت به من خبر ده كه در آن ، چه مى گذرد» . خلاده گفت : هرگز به هيچ دردى از هر نوع ، مبتلا نشده ام و هيچ گزند و نيازمندى اى از هر نوع به من نرسيده است ، مگر آن كه در برابر آن ، شكيبايى كرده ام و از خداوند نخواسته ام كه آن را از من ، برطرف سازد، تا آن كه او خود ، آن را از من ، دور كند و در كارم ، عافيت و گشايش دهد و به جاى آن هم چيزى از خدا نخواسته ام و او را بر آن ، شكر و سپاس گفته ام . داوود عليه السلام فرمود : «به همين سبب است كه به اين مقام رسيده اى» . [١]
[١] مستدرك الوسائل ، ج ٢ ، ص ٤٥٨ ، ح ٢٤٦٠ .[٢] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٣ ، ح ١٣ .[٣] قصص الأنبياء ، راوندى ، ص ٢٠٦ ، ح ٢٦٩ .