تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٢
مقدّمه اى براى رسيدن به نور واقعى است و آن نور ، آموختنى نيست . در مدرسه ، هر چند كه خوانديم بسى علم در ميكده ، علمى است كه آموختنى نيست . نور دانش ، نتيجه تقواست و امام عليه السلام به شيفتگان دانش ، سفارش مى كند كه پيش از هر چيز ، حقيقت بندگى را در خود ، ايجاد كنند و خود را بنده بدانند و «علم» ، خود را با «عمل» ، در آميزند و اهل عمل باشند و براى فهميدن ، از خدا مدد جويند . بنا بر اين ، نور اهدايى خداوند ، به بندگان اهل عملى كه تنها از او مدد مى جويند ، تعلّق مى گيرد و آنانى كه بنده واقعى نيستند و يا دانش خود را به كار نمى بندند و يا از غير خدا مدد مى خواهند ، از نور دانش ، محروم خواهند بود . اشتياق عُنوان بصرى ، با شنيدن سخنان امام عليه السلام ، افروخته مى شود و از صادق آل محمّد عليهم السلام مى خواهد تا حقيقت عبوديت را براى او شرح دهد . امام عليه السلام نيز حقيقتِ بندگى را در سه چيز ، خلاصه كرد و فرمود : أنْ لا يَرَى العَبدُ لِنَفسِهِ فيما خَوَّلَهُ اللّه ُ مِلْكا ، ... وَ لا يُدَبِّرُ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبِيرا ، وَ جُملَةُ إشتِغالِهِ فيما أمَرَهُ اللّه ُ تَعالى بِهِ وَ نَهاهُ عَنهُ . [١] [اوّل اين كه] بنده ، در آنچه خداوند به او عطا فرموده است ، خود را مالك نبيند ... . [دوم آن كه] بنده ، براى خود ، چاره انديشى نكند و [سوم] آن كه همه سرگرمى و اشتغالش به چيزى باشد كه خداى تعالى ، او را به انجام دادن آن ، فرمان داده و يا از ارتكابش ، نهى فرموده است . آنچه امام عليه السلام بيان كرده ، «تقواى اقتصادى» ، «اميد به خدا» و «كوشش و تلاش» است ؛ زيرا وقتى انسان ، خود را مالك ندانست ، به آسانى به ديگران ، كمك مى كند و حرص و آزمندى ، از او رَخت برمى بندد و آن گاه كه با اميد به خدا ، چاره كار را
[١] مشكاة الأنوار ، ص ٥٦٣ ، ح ١٩٠١ ؛ بحار الأنوار ، ج ١ ، ص ٢٢٥ ، ح ١٧ .[٢] ر. ك : علم وحكمت در قرآن و حديث ، ج ١ ، ص ٢٨٢ ـ ٢٨٧ .[٣] مشكاة الأنوار ، ص ٥٦٣ ، ح ١٩٠١ ؛ بحار الأنوار ، ج ١ ، ص ٢٢٥ ، ح ١٧ .[٤] همان جا .[٥] مكارم الأخلاق ، ج ٢ ، ص ٣٧٠ ؛ ميزان الحكمة ، ج ١٣ ، ص ٦٥٧٨ ، ح ٢٠٩٩٩ .[٦] بحار الأنوار ، ج ١ ، ص ٢٢٦ ، ح ١٧ .[٧] «المؤمن كيّس فطن حذر» (بحار الأنوار ، ج ٦٧ ، ص ٣٠٧ ، ح ٤٠) .[٨] «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ» (سوره رعد ، آيه ١١) .