تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤
هَلِ الدّينُ إلّا الحُبُّ ؟ [١] آيا دين ، چيزى جز مهرورزى است؟ امامان اهل بيت عليهم السلام نيز تمام اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله را به ارث برده اند و وجودشان از مهرورزى و عشق به بندگان خدا ، لبريز است . كدام نوايى ، همچون مويه على عليه السلام در درازناى تاريخ ، ماندگار شد ، آن هنگام كه از تعرّض به دارايى هاى زن يهودى ، ناله سر داد و فرمود : فَلَو أنَّ إمرَءً مُسلِما ماتَ مِن بَعدِ هذا أسَفا ما كانَ بِهِ مَلومَا بَل كانَ عِندى بِهِ جَدِيرَا . [٢] اگر پس از اين حادثه ، مسلمانى از اندوه بميرد ، جاى ملامت نيست ؛ بلكه در نزد من ، شايسته است . آيا اين ، جز صفت رحمانيت اوست ؟ هدف امامان عليهم السلام آن بوده است كه صفت هاى رحمان و رحيمى خداوند ، در جامعه جريان يابد و عاطفه و محبّت ، نماد فرهنگ جامعه اسلامى گردد و زايش چنين فرهنگى ، در سخنان و نگاشته هاى اهل بيت عليهم السلام هويداست . امام على عليه السلام در نامه اى به مالك اشتر مى نويسد : وَ أشعِرْ قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ المَحَبَّةَ لَهُم ... فَإنَّهُم صِنفانِ : إمّا أخٌ لَكَ فِى الدّينِ أو نَظِيرٌ لَكَ فِى الخَلقِ . [٣] دل خود را آكَنْده از مهر و محبّت و لطف نسبت به مردم گردان ... زيرا كه مردم ، دو دسته اند : يا برادرِ دينى تواند و يا در آفرينش همانند تو هستند . على عليه السلام ، معدن رحمت حق ، ملاك مهرورزى را تنها دين نمى داند . در نگاه مولا ، هر آفريده اى از آن جا كه آفريده اوست ، دوست داشتنى است و بايد دانست آنانى كه عاطفه و ترحّم در وجودشان ريشه استوارى ندارد ، در سراى آخرت از محبّت حق
[١] الكافى ، ج ٨ ، ص ٨٠ ، ح ٣٥ .[٢] همان ، ج ٥ ، ص ٥ ، ح ٦ ؛ نهج البلاغة ، خطبه ٢٧ .[٣] نهج البلاغة ، نامه ٥٣ .