تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٥
تباه شده و كارها ، سخت گشته است، رنگ عوض كردى و با پسرعمويت ، به گونه ديگرى شدى و همراه جدايى خواهان، راه جدايى را پيمودى و به بدترين شكل، او را وا نهادى. امام على عليه السلام ، در اين قسمت از نامه ، سه بار از حكومت با تعبير «امانت» ، ياد فرموده است . آنچه امام عليه السلام را برآشفته كرد ، خيانت در امانت بود. پايه اساسى حكومت در نظام الهى، امانتدارى است. يوسف عليه السلام ، هنگامى كه خود را داوطلبِ پذيرش مسئوليت كرد ، در معرّفى خويش فرمود: «قَالَ اجْعَلْنِى عَلَى خَزَآئِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ . [١] گفت: مرا بر خزانه هاى اين سرزمين بگمار، كه من ، نگهبانى دانا هستم » . فرهنگ امانتدارى ، در گفتار و رفتار حاكمان ، تأثير مستقيم دارد. مديرى كه خود را امانتدار مى داند، بايد خدمتش صادقانه باشد و هر گونه كوتاهى در خدمت، خيانت در امانت ، شمرده مى شود. بنا بر اين ، در نظام قرآنى ، فخرفروشى، تكبّر و حرص براى به دست آوردن مقام ، بى معناست. امام خمينى ، رهبر كبير انقلاب اسلامى ، همواره خود را خادمِ مردم معرّفى مى كرد . ايشان ، در جمع خبرنگاران خارجى ، علّت علاقه مردم به خود را چنين تحليل فرمود: خمينى ، يك طلبه ضعيفى است. اين جا نشسته ، با شما صحبت مى كند و مردم هم به او علاقه دارند ؛ چون نوكر خودشان هست، آدم به نوكرش، به خادمش ، علاقه دارد . [٢] همچنين جانشين برحقّ او ، آية اللّه خامنه اى ، همين منطق را منطقِ اسلام مى داند و در ديدار با اقشار مردم ، فرموده است : فلسفه وجود بنده و امثال بنده و ديگر مسئولان، خدمت است. ماها ، نوكر و خدمت گزار مردم هستيم . اعتبار و آبروى ما ، به اين است. اسلام ، اين را براى ما معيّن كرده است. [٣] امام رحمه الله ، فرهنگ خدمت گزارى را آن چنان نهادينه كرد كه در دوران دفاع مقدّس ،
[١] سوره يوسف ، آيه ٥٥ .[٢] صحيفه امام ، ج ١١ ، ص ٣٠٠ (مصاحبه با خبرنگاران خارجى ، به تاريخ ٢٦ آذر ماه ١٣٥٨) .[٣] به نقل از : پايگاه اطّلاع رسانى دفتر مقام معظّم رهبرى، ١٥ / ١١ / ١٣٨٢ .