تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٢
عبادت مى نمايند كه اين ، عبادت حريصان و همان طمع است . دسته اى ديگر ، او را از سرِ بيم از آتش ، عبادت مى كنند كه اين ، عبادت بردگان و همان ترس است . امّا من ، از سرِ محبّت به او عبادتش مى كنم كه اين ، عبادت بزرگ منشان و همان آسودگى است . در روايتى ديگر ، امام صادق عليه السلام ، عبادتِ اهل بيت عليهم السلام را بر اساس محبّت مى داند و آن را عبادت آزادمردان مى شمُرَد كه برترين عبادت است . [١] تمام پيشوايان معصوم ، يگانگى خدا را به جان شناخته و با عشق ، او را پرستيده اند . بالاترين معناى اخلاص در توحيد ، عبادتِ خدا بر پايه محبّت او و چشم نداشتن به پاداش اوست . همه زندگى اهل بيت عليهم السلام ، براى خدا بود و بسيار فراتر از بهشت مى انديشيدند و هرگز خدا را براى بهشت ، نپرستيدند : تو بندگى چو گدايان ، به شرط مزد مكن كه خواجه خود ، روش بنده پرورى داند . در باره انواع قلوب و انگيزه هاى مشغول شدن دل به دنيا و آثار آن و مراتب اخلاص ، روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه بسيار زيبا و در خور تأمّل است : القَلبُ ثَلاثَةُ أنواعٍ : قَلبٌ مَشغُولٌ بِالدُّنيا ، وَ قَلبٌ مَشغُولٌ بِالعُقبى ، وَ قَلبٌ مَشغُولٌ بِالمَولى . أمَّا القَلبُ المَشغُولُ بِالدُّنيا فَلَهُ الشِّدَّةُ وَ البَلاءُ ، وَ أمَّا القَلبُ المَشغُولُ بِالعُقبى فَلَهُ الدَّرَجاتُ العُلى ، وَ أمّا القَلبُ المَشغُولُ بِالمَولى فَلَهُ الدُّنيا وَ العُقبى وَ المَولى . [٢] دل ، سه گونه است : دلِ گرفتار دنيا ، دلِ گرفتار عُقبا و دلِ گرفتار مولا . دلى كه گرفتار دنيا باشد ، سختى و رنج ، نصيب اوست ؛ ولى دلى كه گرفتار عُقبا باشد ، درجات بلند ، نصيبش شود ؛ و دلى كه گرفتار مولا باشد ، هم دنيا ، هم عُقبا و هم مولا را دارد . الهى ! زاهد از تو حور مى خواهد ، قصورش بين به جنّت مى گريزد از درت ـ يا رب ـ شعورش بين !
[١] . الكافى ، ج ٢ ، ص ٨٤ ، ح ٥ .[٢] . المواعظ العدديّة ، ص ١٤٦ .