تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٩
راه تقوا نيز از راه هاى پُرخطرى است كه مدّعيان آن بسيارند و همه آنها راه پرهيزگارى را نمى سپرند و عبارت «أعلام التُّقى» ، گواه آن است كه پيمودن راه تقوا ، بدون نشانه ، ممكن نيست و تنها نشانه هاى آن ، معصومان عليهم السلام هستند كه هماره بايد به آنان چشم دوخت و هر كه راهى جز اين بسپارد ، گرفتار مدّعيان تقوا خواهد شد و به كژراهه يا بى راهه مى رود .
تفسير تقوا
در برگردان واژه «تقوا» به زبان فارسى ، از واژه «پرهيزگارى» بهره جسته اند ؛ امّا اين واژه ، معادل جامعى نيست و تمام معناى آن را در برنمى گيرد ؛ بلكه پرهيزگارى ، لازمه تقواست ؛ ولى به دليل شدّت تلازم ، به پرهيز نيز تفسير گرديده است ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده است : التَّقوى أن يَتَّقِىَ المَرءُ كُلَّ ما يُؤثِمُهُ . [١] تقوا ، اين است كه انسان ، از هر آنچه او را به گناه وا مى دارد ، پرهيز كند . تقوا ، از ريشه «وقايه» ، به معناى خويشتندارى است و لازمه خويشتندارى ـ كه حالتى ايجابى است ـ ، پرهيز از گناهان است . سخنى ديگر از امام على عليه السلام ، به اين معنا اشاره دارد : إنَّ تَقوَى اللّه ِ حَمَتْ أولِياءَ اللّه ِ مَحارِمَهُ . [٢] همانا تقواى الهى ، اولياى خدا را از حرام هاى او ، باز داشته است . در تفسير ديگرى ، از امام صادق عليه السلام روايت شده كه در پاسخ فردى كه از او در باره تقوا پرسيد ، فرمود : أنْ لا يَفقِدَكَ اللّه ُ حَيثُ أمَرَكَ وَ لا يَراكَ حَيثُ نَهاكَ . [٣] تقوا ، اين است كه خداوند تو را در جايى كه فرمانت داده است ، غايب نبيند و در آن جايى
[١] غرر الحكم ، ح ٢١٦٢ .[٢] نهج البلاغه ، خطبه ١١٤ .[٣] بحار الأنوار ، ج ٧٠ ، ص ٢٨٥ ، ح ٨ .