تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧
و همانا شيطان ها ، نهانى در گوش دوستان خود ، وحى (القا) مى كنند تا با شما ستيزه كنند . اگر از آنان فرمان ببريد ، هر آينه ، مشرك خواهيد بود» . بنا بر اين ، چنين نيست كه توهّمات ذهنى و يا گُذراى دل را الهام حقيقى بدانيم . با شناخت شرايط و علائمِ الهامات الهى ، مى توان ادّعاى مدّعيان دروغين را رسوا نمود . شخصى در زمان حيات امام خمينى رحمه الله ، مدّعى ارتباط با امام زمان عليه السلام بود و گروهى نيز ادّعاى او را باور كرده بودند و از امام مى خواستند تا به آن فرد ، اجازه ملاقات بدهد . امام فرمود : «اين ادّعا را بى دليل نمى پذيرم» . و براى قبول ارتباط او با امام زمان عليه السلام ، پاسخ سه پرسش خود را طلب كردند : «نخست ، آن كه بگويد كه من ، چه چيزى را دوست دارم ؟ دوم ، آن كه : چيزى را گُم كرده ام . بگويد كجاست؟ و سوم ، آن كه : رابطه حادث و قديم را ـ كه از مسائل مهم فلسفى و عرفانى ـ است ، بازگو كند» . آن مدّعى دروغين ، پس از چند روز ، نامه اى پُر از ناسزا براى امام رحمه الله فرستاد . ايشان فرمود : «نامه را به كسانى نشان دهيد كه ارتباط او با امام زمان عليه السلام را پذيرفته بودند» . { نه هر كه سر بتراشد ، قَلَندرى داند نه هر كه چهره برافروخت ، دلبرى داند . }
الهام ، يكى از منابع دانش اهل بيت عليهم السلام
امام على عليه السلام و ساير اهل بيت عليهم السلام ، به پرسش هايى از آنان كه در زمينه هاى مختلف مى شد ، پاسخ مى دادند . اينك ببينيم كه مبدأ علوم و معارف اهل بيت عليهم السلام چه بود ؟ آموزش هاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، كتب پيامبران پيشين ، كتاب على عليه السلام ، مُصحف فاطمه عليهاالسلام ، جَفْر و جامعه ، از مبادى علوم امامان بوده اند كه هر يك به وسيله ايشان ، معرّفى شده اند . [١] امّا الهام ، مبدأ ديگرى است كه امامان عليهم السلام از آن سود مى جستند .
[١] توضيح بيشتر در اين زمينه ، در ذيل عبارت «خُزّان العلم» ، خواهد آمد .