تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠
نياز جامعه ، بر شخص پيامبر . اين نوع وحى ، اختصاص به پيامبران دارد و هيچ كس در اين معنا با آنان ، شريك نيست . اين نوع از وحى ، با رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله منقطع شد : «وَ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآىءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَآءُ إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ . [١] و هيچ آدمى را نرسد كه خداوند با او سخن گويد ، مگر به وحى يا از پسِ پرده ، يا فرستاده اى را بفرستد كه به فرمان او ، آنچه را بخواهد ، [ به وى ] وحى كند . همانا او والامرتبه و حكيم است» .
٢ . وحى عام
ارتباطى كه جهان غيب به صورت الهام با افرادى ويژه دارد و غير از پيامبران را نيز در بر مى گيرد ، «وحى عام» ناميده مى شود . در اين وحى ، شريعت و احكام الهى ، ابلاغ نمى شود . نمونه اين نيكوسرشتان كه به ايشان وحى شده ، مادر موسى عليه السلام است : «وَأَوْحَيْنَآ إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى الْيَمِّ وَ لَا تَخَافِى وَ لَا تَحْزَنِى إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ . [٢] و به مادر موسى وحى كرديم كه : او را شير ده ، و چون بر او بيمناك شدى ، او را به دريا بيفكن و نترس و اندوه مدار ، كه او را به تو ، باز مى گردانيم و از فرستاده شدگان ، قرار مى دهيم » . وحى به مادر موسى عليه السلام ، دستورى براى نگهدارى فرزند ، و نيز بشارتى در باره آينده موسى عليه السلام بود كه وى در زمره پيامبران خواهد بود و هيچ گونه سخنى از شريعت و آيين جديد نيست . وحى عام ـ كه همان الهام است ـ ، هرگز قطع نشده است و امامان
[١] سوره شورا ، آيه ٥١ .[٢] سوره قصص ، آيه ٧ .