تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٨
رهبرى اخلاقى است . بر پايه روايتى امام على عليه السلام مى فرمايد : أيُّها النّاسُ إنّي وَ اللّه ِ مَا أحُثُّكُم عَلى طاعَةٍ إلّا وَ أسبِقُكُم إلَيها وَ لا أنْهَاكُمْ عَن مَعْصِيَةٍ إلّا وَ أتَناهِى قَبلَكُم عَنها . [١] اى مردم ! به خدا سوگند ، من شما را به طاعتى بر نمى انگيزانم ، جز آن كه خود پيش از شما ، به گزاردن آن بر مى خيزم ، و از گناهى باز نمى دارم ، جز آن كه خود پيش از شما ، از آن اجتناب مى كنم . قرآن مجيد ، مؤمنان را از گفتن آنچه به كار نمى بندند ، باز داشته و مى فرمايد : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ . [٢] اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! چرا مى گوييد آنچه را به كار نمى بنديد ؟» . آنان كه رهبر اخلاقى جامعه هستند ، بايد پيش از آن كه راه نماى مردم باشند ، معلّم خود باشند : مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إماما فَليَبدَأ بِتَعلِيمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلِيمِ غَيرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأدِيبُهُ بِسيرَتِهِ قَبلَ تَأدِيبِهِ بِلِسانِهِ . [٣] هر كه خود را پيشواى مردم گردانَد ، بايد پيش از آموزش ديگران به آموزش خويش بپردازد و پيش از آن كه [ديگران را] با گفتار ، ادب كند ، بايد با كردار خود ، تربيت نمايد .
٢ . رهبرى علمى
مقصود از رهبرى علمى ، توانايى در پاسخ گفتن به پرسش هاى علمى جامعه است . پيمودن راه سعادت ، هميشه آسان و هموار نيست ؛ زيرا اگر چنين بود ، همه انسان ها خوش بخت بودند ؛ بلكه شك ها و ترديدها ، پيمودن راه را دشوار مى نمايد و كسانى كه بر ترديدها چيره نشوند ، با شُبهاتى رو به رو مى شوند كه رهايى از آنها ، آسان
[١] نهج البلاغة ، خطبه ١٧٥ .[٢] سوره صف ، آيه ٢ .[٣] نهج البلاغة ، حكمت ٧٣ .