تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩١
خواندنى است : دخترم به احكام شرعى و دستورهاى دينى ، كاملاً آشنا و نسبت به اعمال شرعى پايبند است . هنگامى كه مى خواست عازم مكّه شود ، شوهرش نمى توانست همراه او برود و پسرش هم راضى نشد كه همراهى اش كند . هنگام خداحافظى ، از تنهايى اظهار نگرانى مى كرد و مى گفت : با اين وضع ، چگونه اعمال حج را به جا آورم ؟ به او گفتم كه ذكر «يا حفيظ ، يا عليم» را بسيار بگويد . روزى كه از حج باز گشت ، خاطره اى را براى من نقل كرد و گفت : هنگام طواف خانه خدا ، معطّل ماندم . ديدم با وجود ازدحام جمعيت ، نمى توانم طواف كنم . لذا در كنارى به انتظار ، ايستادم ، ناگهان ، صدايى شنيدم كه مى گفت : «ايشان ، امام زمان عليه السلام است . به امام زمان متّصل شده ، پشت سرِ او طواف كن !» . ديدم آقايى در ميان جمعيّت و پيشاپيشِ آنان در حركت است و مردمى ، دور او حلقه زده اند ، به طورى كه هيچ كس نمى توانست وارد آن حلقه شود . من ، وارد شدم و دستم را به عباى ايشان گرفتم و مكرّر مى گفتم : «قربان شما بروم !» و هفت بار ، خانه خدا را بدون هيچ مشكلى طواف كردم . آية اللّه اراكى رحمه الله ، مى فرمود : «من به صدقِ گفتار دخترم ، قطع و يقين دارم» . [١] اين ، تنها نمونه اى از فريادرسى ولى عصر عليه السلام بود و نقش امامان در جامعه ، در ذيل عبارت هاى ديگر ، بيشتر توضيح داده خواهد شد . گفتنى است كه توضيح جمله «خِيَرَته» ، در ذيل عبارت «خيرة ربّ العالمين» گذشت . [٢]
[١] به نقل از : بركات سرزمين وحى ، ص ٨٩ (با اندكى تصرّف) .[٢] ر . ك : ص ١٤١ .