تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٨
ج ـ حكمت حقيقى
حكمت عملى ، سرآغاز حكمت حقيقى است و حكمت حقيقى ، هديه الهى براى كسانى است كه حكمت عملى را به كار ببندند . اين حكمت ، نورى است كه ضدّ هوا و هوس است و هر اندازه قلب از آن پرتو بگيرد ، به همان اندازه ، از هوا مى گريزد و شهوت او ضعيف مى شود ، تا آن جا كه شهوت ، در انسان حكيم مى ميرد و عقل او ، زنده مى شود . [١] دانش لقمان حكيم ، نمونه اى از حكمت حقيقى است . او حكيمى است كه خداوند ، حكمت حقيقى را به وى هديه كرده است : «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ . [٢] به راستى ، به لقمان ، حكمت داديم» . لقمان ، نمونه خوبى است براى كسانى كه در پىِ حكمت حقيقى هستند . او پيامبر نبود ؛ امّا مردى انديشمند و درست كردار بود كه خداوند ، او را به مقامِ بلند حكمت رسانيده بود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در باره چگونگى گزينش لقمان ، فرموده است : در حقيقت ، لقمان ، پيامبر نبود ؛ ليكن بنده اى مصمّم ، انديشمند و با حُسنِ ظن بود . خدا را دوست داشت . پس خدا نيز او را دوست داشت و حكمت را براى او ضمانت كرده بود . وسط روز ، خوابيده بود كه ناگهان ، به پذيرش خلافت ، فراخوانده شد كه : «اى لقمان! آيا مى خواهى كه خداوند ، تو را جانشينى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم ، به حق ، داورى كنى؟» . لقمان ، بيدار شد و در پاسخ گفت : «اگر پروردگارم مرا داور كند ، مى پذيرم ؛ زيرا مى دانم كه اگر با من چنين كند ، يارى ام مى نمايد و به من ، دانش مى آموزد و مرا از خطا ، نگاه مى دارد ؛ ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد ، عافيت را مى پذيرم و بلا را نمى پذيرم» . فرشتگانى كه آنها را نمى ديد ، با ندايى به او گفتند : اى لقمان! چرا چنين گفتى؟
[١] . ر . ك : علم و حكمت در قرآن و حديث ، ج ١ ، ص ١٠٨ و ١٠٩ .[٢] . سوره لقمان ، آيه ١٢ .