تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١٥
اذن خدا باشد ، امام مى تواند همه غم ها را بزُدايد و گرفتارى ها را برطرف كند و سبب نزول رحمت حق شود. اعتقاد به كارگشايى امامان عليهم السلام و رهايى از فشار مصيبت ها و عذاب ها ، ريشه در تفكّر قرآنى دارد. به ديگر سخن ، نظير اين باور در قرآنْ مشهود است ، چنان كه خداوند به پيامبرش فرمود : تا هنگامى كه تو در ميانِ مردم هستى ،ايشان را عذاب نخواهم كرد : « وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ . [١] و خدا بر آن نيست كه آنان را عذاب كند ، در حالى كه تو در ميان ايشانى» . در ادامه اين بخش از «زيارت جامعه» ، زائر بامعرفت ، در تبيين نقش اهل بيت عليهم السلام در نظام تشريع و تكوين ، مى گويد : «وَ عِندكُم ما نَزَلَتْ [٢] بِهِ رُسُلُهُ ... ؛ آنچه فرستادگان خدا و فرشتگان الهى ، فرود آوردند ، نزد شما خاندان است و روح الأمين (جبرئيل) ، بر جدّ شما نازل شد . خداوند ، آنچه را به هيچ كس نداده ؛ به شما داده است ...» . با اين اشاره ، به جلوه هاى ديگرى از ولايت تكوينى اهل بيت عليهم السلام ، مى پردازيم :
[١] . سوره انفال ، آيه ٣٣.[٢] «نَزَلَت» و «هَبَطَتْ» ، هر دو به معناى فرود آمدن هستند. برخى ميان اين دو واژه ، تفاوت نهاده و گفته اند: هر گاه چيزى از بالا به پايين آمد و مستقر شد ، «هُبوط» است و اگر تنها فرود آمدن ملاك باشد ، بدان «نزول» مى گويند (ر . ك : معجم الفروق اللغوية ، ص ٥٥٥) . براى نمونه «اهْبِطُواْ مِصْرًا» (سوره بقره ، آيه ٦١) ، به معناى آن است كه در شهر ، فرود بياييد و مستقر شويد. گاهى هبوط ، براى غيرِ از فرود از بالا به پايين هم استفاده مى شود ، همچنان كه «هبط فلان إلى أرض كذا» ، به معناى وارد شدن به سرزمين است و با نزول ، متفاوت است. به هر حال ، در اين عبارت ، «نزول» و «هبوط» ، هم معنا هستند ، هر چند احتمال دارد كه مراد از نزول ، فرو فرستادن احكام و شريعت الهى باشد و مراد از هبوط ، فرو فرستادن جزئيات تكوينى باشد ، مانند اتّفاقاتى كه در جهان رُخ مى دهد . به هر روى ، اثبات هر يك از اين احتمالات ، نيازمند دليل است و بدونِ دليل محكم ، بايد به همان معناى لغوىِ «فرود آمدن» ، بسنده كرد. تقدّم «عندكم» بر جمله بعد نيز ، منحصر بودن را مى رساند ؛ يعنى همه آنچه انبيا آوردند ، تنها در نزدِ اهل بيت عليهم السلام است و ديگران ، در اين فضيلت بزرگ ، بى بهره اند.