تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٢
شفاعت نمايند. بنا بر اين ، شفاعت ، به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت بزرگوار او اختصاص ندارد ؛ بلكه كارهاى نيك در سراى تنهايى ، بهترين مونس آدمى اند و با يارى آنان ، مى توان از هلاكتْ جاىِ قيامت ، به سلامت ، گذر كرد . موارد متعدّدى كه به عنوان شافع روز جزا در روايات آمده اند ، مشوّق انسان براى نيكوكارى و پرهيز از زشتى هاست . بنا بر اين ، نمى توان بر گناه و نافرمانى ، پافشارى كرد و چشم اميد به شفاعتِ اهل بيت عليهم السلام داشت ، چنان كه در روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى خوانيم : لا شَفِيعَ أنْجَحُ مِنَ التَّوبَةِ . [١] هيچ شفيعى ، كارآمدتر از توبه نيست. بنا بر اين ، طرح مسئله شفاعت ، گاه براى نشان دادن اهمّيت يك عمل است ، مانند : توبه ؛ گاه براى نشان دادن اهمّيت جايگاهى است ، مانند : جايگاه قرآن و خويشاوندى ؛ و گاه براى نشان دادن اهمّيت فرد و يا افراد است ، مانند : پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام . با اين توضيحات ، مشخّص مى شود كه شفاعت ، به معناى رابطه بازى نيست ؛ بلكه مشوّقى براى گسترش نيكى هاست ، به گونه اى كه امانتدارى، پيوند با خويشاوندان ، اهتمام به قرآن و روى آوردن به توبه ، رهاورد اعتقاد به شفاعت است و همين باور ، سبب مى شود كه گستره شفاعت كنندگان ، افزون شود و ايمان در جامعه ، فراگير گردد . از امام باقر عليه السلام روايت شده كه در باره توان مؤمنان براى ميانجيگرى در سراى پايدار ، فرمود : إنَّ أدْنَى المُؤمِنِينَ شَفَاعَةً لَيَشْفَعُ لِثَلَاثِينَ إنسَانا ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يَقُولُ أَهْلُ النّارِ : «فَمَا لَنَا مِنْ شَافِعِينَ وَ لَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ» . [در قيامت] مؤمنى كه از همه كمتر مى تواند شفاعت كند، تا سى نفر را شفاعت
[١] ر . ك : ميزان الحكمة ، ج ٦ ، ص ٢٧٩٤ ، باب هاى ٢٠٤٤ و ٢٠٤٥.[٢] المناقب ، ابن شهرآشوب ، ج ٢ ، ص ١٦٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨ ، ص ٤٣ ، ح ٣٩ .[٣] بحار الأنوار ، ج ٨ ، ص ٥٨ ، ح ٧٥ .[٤] الكافى ، ج ٨ ، ص ١٠١ ، ح ٧٢ .