تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٨
لَيسَ عَلَى الإمَامِ إلَا مَا حُمِّلَ مِنْ أمْرِ رَبِّهِ : الإبلاغُ فِى الْمَوعِظَةِ وَ الإجْتِهادُ فِى النَّصِيحَةِ وَ الإحْياءُ لِلسُّنَّةِ وَ إقَامَةُ الْحُدُودِ عَلى مُسْتَحِقّيهَا وَ إصْدارُ السُّهمَانِ عَلى أهْلِهَا . [١] چيزى بر امام نيست ، جز وظيفه اى كه پروردگارش بر عهده اش نهاده : رساندن [ موعظه و ] اندرز ، كوشش در خيرخواهى ، زنده كردن سنّت ، اجراى حدود الهى بر آنان كه سزاوار آن اند ، و رساندن سهام (بيت المال) به كسانى كه از آن سهم مى برند .
٢ . حكمت
دومين شيوه تبليغى اهل بيت عليهم السلام ، دعوت بر پايه حكمت است وعبارت«وَ دَعَوْتُمْ إلى سَبيلِهِ بِالحِكْمَة ؛ و [ مردم را ] با حكمت ، به راه خداوند ، دعوت كرديد» ، به اين شيوه، اشاره دارد؛ زيرا حكمت، دليلِ محكمى است كه همه ترديدها را زائل مى سازد.
٣ . موعظه
جمله «وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة ؛ و اندرز نيكو» ، به سومين روش تبليغى اهل بيت عليهم السلام ، اشاره دارد . موعظه حسنه ، پندِ نيكويى است كه دل را نرم مى كند و شنونده را تحت تأثير ، قرار مى دهد . يكى از شيوه هاى تبليغى اهل بيت عليهم السلام موعظه و اندرز است . بيشتر مردم را نمى توان از ابتدا با برهان ، به راه راست ، دعوت كرد ؛ بلكه در بسيارى از موارد ، بايد با موعظه ، قلب ها را آماده كرد و در ادامه ، با برهان حكمت ، آنها را با حقايق ، آشنا نمود . اين دو عبارت ، برگرفته از شيوه تبليغى قرآن است كه به پيامبر صلى الله عليه و آله آموخت : «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ . [٢] [مردم را] با حكمت (گفتار درست و استوار) و پند نيكو ، به راه پروردگارت بخوان » .
[١] . نهج البلاغة ، خطبه ١٠٥ .[٢] . سوره نحل ، آيه ١٢٥ .