تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥
بِشُروطِهَا و أنَا مِنْ شُرُوطِها . [١] آن ، شرايطى دارد و من ، يكى از شروط آنم . بر پايه روايتى ديگر ، هشتمين پيشواى معصوم ـ كه در تبيين جايگاه امامت و ولايت، دُرر بارترين سخنان را به يادگار نهاده ـ ، اساسِ اسلام بالنده و حركت آفرين را اعتقاد به امامت ، برشمرده و فرموده است : إنَّ الإمامَةَ اُسُّ الإسلامِ النّامِى وَ فَرْعُهُ السّامِى . [٢] امامت ، ريشه بالنده اسلام و شاخه برافراشته آن است . اسلام بدون امامت، اسلامى خمود و راكد است و رشد و نوآورى ، تنها در سايه اعتقاد به وجود امام ، محقّق خواهد شد. در برخى احاديث، استوارى اسلام را به پنج ستون : نماز، زكات، روزه، حج ، و ولايت دانسته اند [٣] و در اين ميان، ولايت را از همه مهم تر و اساسى تر برشمرده اند. زُراره ، نيكويارِ امام باقر عليه السلام ، دليل برترى ولايت را پرسيد و امام باقر عليه السلام فرمود : لِأنَّها مِفتاحُهُنَّ وَ الوالِى هُوَ الدَّليلُ عَلَيهِنَّ . [٤] زيرا ولايت ، كليد آنهاست و صاحب ولايت ، راه نماى به سوى آنها . بنا بر فرموده امام باقر عليه السلام ، در سايه رهبرى معصوم، همه برنامه هاى اسلام ، بر پا خواهند شد و امام ، راه نماى برنامه هاى اسلام ناب است و اگر بشر ، شايستگى پذيرش رهبرى امام را داشت، اكنون در جامعه مسلمانان ، اختلاف از ميان بر مى خاست و محبّت و مهرورزى و رفاه مادّى ، گسترانده مى شد. در عبارت هاى پايانى «زيارت جامعه» ، امام عليه السلام ، بار ديگر كاميابى معتقدان به ولايت را گوشزد مى كند و مى فرمايد:
[١] عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ٢ ، ص ١٣٥ ، ح ٤ .[٢] الكافى ، ج ١ ، ص ٢٠٠ ، ح ١.[٣] همان ، ج ٢ ، ص ١٨ ، ح ١.[٤] همان ، ح ٥ .