تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٦
٢ . محبّت به دوستان خدا و ستيز با دشمنان خدا
دومين ويژگى حزب اللّه ، دوستى با دوستان خدا و ستيز با دشمنان اوست . محبّت خدا و دشمن خدا ، در يك دل نمى گنجند . خدا ، دوستان خويش را به سوى خويش ، دعوت مى كند و شيطان نيز دوستان خود را براى عضويت در حزب خود ، فرا مى خواند . به آيات زير بنگريد : «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُواْ ءَابَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إِخْوَ نَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الْاءِيمَـنَ وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّـتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . [١] مردمى را نمى يابى كه به خداوند و روز واپسين ، ايمان آورند ، در حالى كه با كسانى كه با خداى و پيامبرش دشمنى كرده اند ، دوستى بدارند ، اگر چه پدران يا پسران يا برادران يا خويشانشان باشند . اينان اند كه [ خداوند ] ايمان را در دل هاشان نوشته [ و پايدار ساخته ]است و ايشان را به روحى از نزد خويش ، نيرومند گردانيده و به بهشت هايى در مى آورد كه از زير آنها جوى ها روان است . در آن جا جاويدان اند . خداوند از ايشان ، خشنود است و ايشان ، از خدا خشنودند . ايشان اند حزب خدا . آگاه باشيد كه حزب خدا ، رستگاران اند» . تعبير «لَا تَجِدُ قَوْمًا» ، هر گونه گِرد هم آمدن محبّت خدا و دشمنان او را نفى مى كند و آن را ناممكن مى داند . از سوى ديگر ، شيطان با ترفندهاى گوناگون ، ياد خدا را از دل ها مى زُدايد تا انسان ها را براى پذيرش دعوت خويش ، مهيّا نمايد : «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَـنُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَـنِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَـنِ هُمُ الْخَـسِرُونَ . [٢]
[١] سوره مجادله ، آيه ٢٢ .[٢] سوره مجادله ، آيه ١٩ .