تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٤
افزون بر آن كه ويژگى پيامبر صلى الله عليه و آله ، «داعى إلى اللّه » بودن است ، بر اساس آيات قرآن ، مأموريتِ اصلى امامان عليهم السلام نيز دعوت به سوى خداوند است و مى توان فرازِ «الدُّعاة إلَى اللّه » را به آيه اى از قرآن ، مستند كرد و بر اساس تفاسير شيعه ، آن را تبيين نمود ؛ زيرا خداوند به پيامبرش فرمان مى دهد كه خود و پيروانش ، مردم را با آگاهى به سوى او خوانند : «قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِى أَدْعُواْ إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى . [١] بگو : اين ، راه من است كه با بينايى به سوى خدا مى خوانم ؛ من و هر كس كه از من پيروى كند» . در روايات شيعه ، مراد از «من اتبعنى» چنين شناسانده شده است : ذاكَ رَسُولُ اللّه ِ وَ أميرُالمُؤمِنينَ وَ الأوصِياءُ مِن بَعدِهِم . [٢] اين ، همان پيامبر خدا و امير مؤمنان و اوصياى پس از ايشان است . بنا بر آنچه گذشت ، فراخوانى ، اختصاص به اهل بيت عليهم السلام ندارد ؛ امّا برترين جايگاه ، از آنِ اهل بيت عليهم السلام است كه بر بينش و آگاهى استوارند و مردم را نيز با بينش و آگاهى ، فرا مى خوانند . نكته ديگرى كه اهل بيت عليهم السلام را از ديگران ، متمايز مى كند ، چگونگى فراخوانىِ ايشان است ؛ زيرا همه كسانى كه در زمره دعوت كنندگان هستند ، انگيزه يكسانى ندارند ؛ بلكه برخى ، مردم را به سوى خويش مى خوانند ، دسته اى ، مردم را به سوى ديگران مى خوانند و با دعوت خود ، بر هوادارانِ احزاب مى افزايند و دسته اى نيز به نامِ خدا ، مردم را به سوى خود مى خوانند . اين سه دسته ، همگى به بيراهه مى روند و سرانجامِ آنان ، گم راهى است . امّا اهل بيت عليهم السلام به ما آموخته اند كه بايد مردم را به نام خدا ، به سوى خدا خوانْد و در اين دعوت مقدّس ، خويش را فراموش كرد . از اين
[١] . سوره يوسف ، آيه ١٠٨ .[٢] . ر . ك : الكافى ، ج ١ ، ص ٤٢٥ ، ح ٦٦ .