تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٧
انسانيت . آنچه كه احاديث در تفسير اين كلمه آورده اند ، نمونه اى از اين تعريفِ فراگير ماست . در پرتو اين تعريف ، حكمت ، سه گونه مى شود : حكمت نظرى ، حكمت عملى ، و حكمت حقيقى . {-١-}
الف ـ حكمت نظرى
حكمت نظرى ، مقدّمه اى علمى براى رسيدن به هدف والاى انسانيت است . از ويژگى هاى اين حكمت ، تعليم و تعلّم آن است و يكى از انگيزه هاى اساسىِ بعثت پيامبران به شمار مى رود . تمامى معارفِ اعتقادى ، اخلاقى و عملى ، در مرحله آموزش و شناخت ، «حكمت نظرى» ناميده مى شود . قرآن كريم ، پس از ارائه ره نمودهاى گوناگون در عرصه هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى ، همه آنها را حكمت ناميده و فرموده است : «ذَ لِكَ مِمَّآ أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ . [٢] اين ها از حكمت هايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است» .
ب ـ حكمت عملى
حكمت عملى ، مقدّمه اى عملى براى رسيدن به مقام انسانيت است و در پرتو اطاعت خداوند ، تقواى ملازمت با حق ، مداراى با مردم و دورى از كبائر (گناهان بزرگ) و پرهيز از نيرنگ ، به دست مى آيد . در اين مرحله ، انسان بايد به آموزش هايى كه در حكمت نظرى فرا گرفته است ، عمل كند تا به اساس حكمت ، دست يازد . بنا بر روايتى ، امام على عليه السلام مى فرمايد : رَأسُ الحِكمَةِ لُزومُ الحَقِّ وَ طاعَةُ المُحِقِّ . [٣] اساس حكمت ، همراهى با حق و فرمان بُردن از حقدار است .
[١] . براى مطالعه بيشتر ، ر . ك : علم و حكمت در قرآن و حديث ، ج ١ ، ص ١٠٥ .[٢] . سوره اسرا ، آيه ٣٩ .[٣] . غرر الحكم ، ح ٦٣٢ .