تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥
امام عليه السلام را بشناسد و بى ترديد ، از آنانى است كه در نخستين پلّه تقوا قرار دارد . وى ، بارها در برابر معاويه و تهى مغزان دربار بنى اميّه ، والايى هاى على عليه السلام را بيان كرد . على عليه السلام شنيد كه صعصعه در بستر بيمارى است . لذا به عيادت او رفت و در سپاس گزارى از او فرمود : إن كُنتَ ـ لَمّا عَلِمتُ ـ لَخَفيفَ المَؤُونَةِ عَظيمَ المَعُونَةِ . [١] تا آن جا كه من مى دانم ، تو كم هزينه و پُربهره اى . امام باقر عليه السلام ، در روايتى ، پس از آن كه تقواپيشگان را كم هزينه و پُركار معرّفى مى نمايد ، در برنمودن ديگر ويژگى پارسايان مى فرمايد : قَطَعُوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم ، وَ وَحَّشوا الدُّنيا لِطاعَةِ مَلِيكِهِم ، وَ نَظروا إلَى اللّه ِ عز و جل وَ إلى مَحَبَّتِهِ بِقُلُوبِهِم ، وَ عَلِموا أنَّ ذلِكَ هُوَ المَنظُورُ إلَيهِ لِعَظِيمِ شَأنِهِ . [٢] براى دوستى خدا ، از هر محبّتى دل كَنْده اند و به خاطر طاعت مالك خويش ، از دنيا گريخته اند و با ديده دل ، به خداى عز و جل و دوستى او ، رو كرده اند و دانسته اند كه همو ، شايسته توجّه است ، چون شأن و مرتبتى بزرگ دارد . درنگ را سِزد ! به راستى اگر مرتبه نخست تقوا چنين است ، «أعلام التُّقى» در كجايند و ستيغ تقوا ، چگونه به وصف مى آيد ؟! و اين درنگ ، حركتى را بايسته است كه اگر چه نمى توان به ستيغ تقوا دست يازيد ، بايد در راه رسيدن به آن كوشيد : آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد . و بزرگان تقواپيشه نيز همين را مى خواهند . اگر چه نمى توان على عليه السلام شد ، امّا مى توان به سلمان و ابو ذر فكر كرد و يا همچون صَعصَعه ، محبوبِ مولا عليه السلام شد .
[١] الغارات ، ج ٢ ، ص ٥٢٤ .[٢] الكافى ، ج ٢ ، ص ١٣٣ ، ح ١٦ .