تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
بدون دستور ، عمل كنى . در دستان تو ، مالى از اموال خداوند عز و جل است و تو ، خزانه دار آن هستى تا آن را به من ، تسليم كنى . امام عليه السلام در نامه خويش ، حاكم را امينِ پاسخگويى مى داند كه بايد چونان خزانه دارى ، نگهبان بيت المال باشد . على عليه السلام ، در پايان نامه ، جمله اى مى نويسد كه نشانگر ادبِ امامت و درس فروتنى براى مسئولان حكومت اسلامى است . ايشان مى نويسد : لَعَلّى ألّا أكونَ شَرَّ وُلاتِكَ لَكَ . [١] اميدوارم براى تو ، بدترينِ زمامداران نباشم . يكى از كارگزاران مولا عليه السلام ، اعتماد ايشان را ناديده گرفت و ثروتِ بسيارى را از بيت المال ، به يغما بُرد و گريخت . امام عليه السلام در نامه اى به آن كارگزار ـ كه بازتاب سوز دلِ اوست ـ ، به صراحت ، امامت را امانت الهى دانسته و مسئولان حكومتى اش را شريك امانت خداوندى معرّفى كرده ، مى نويسد : أمّا بَعدُ فَإنّى كُنتُ أَشرَكتُكَ فِى أمانَتِي وَ جَعَلتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي وَ لَم يَكن رَجُلٌ مِن أهلِى أَوثَقَ مِنكَ فِى نَفسِى لِمُواساتِي وَ مُوَازَرَتِي وَ أداءِ الأمانَةِ إلَىَّ ... . فَلَمّا أمْكَنَتْكَ الشِّدَّةُ فِي خِيانَةِ الاُمَّةِ أسْرَعتَ الكَرَّةَ وَ عَاجَلتَ الوَثبَةَ وَ اختَطَفتَ مَا قَدَرْتَ عَلَيهِ مِنْ أموالِهِمُ الْمَصُونَةِ لِأرامِلِهِمْ وَ أيْتامِهِمُ اخْتِطافَ الذِّئبِ الأَزَلِّ دَامِيَةَ الْمِعزَى الْكَسِيرَةَ . [٢] تو را در امانت خود ، شريك كردم و يار و همراز خود شمردم و هيچ يك از افراد خاندان من ، در غمخوارى و يارى و امانتدارى در نزد من ، همانند تو نبود ... . چون مجال بيشتر در خيانت به امّت به دستت افتاد ، شتابان ، حمله نمودى و تند ، برجَستى و هر چه برايت ميسّر بود ، از اموالى كه براى بيوه زنان و يتيمان نهاده بودند ، برگرفتى و رُبودى ، آن سان كه گرگ تيزچنگ ، بزِ مجروح را مى رُبايد .
[١] همان جا .[٢] همان ، نامه ٤١ .