تفسير قرآن ناطق - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٢
عرف سياسى حكومت هايى است كه بر مبانى ارزشى استوار نيستند و معيار حق و باطل ، جهت دهنده آنها در رفتار و تعامل ، نخواهد بود . انديشمندان سياسى امروز ، در توصيف ويژگى هاى سياست مدار مى گويند : «سياست مدار فطرى ، كارى به حق يا بطلان امور ندارد» . [١] بسيارى از نگاه هاى امروزى به سياست ، با نگرش معاويه ، كاملاً همگون است . او با تكيه بر شعار «المُلْكُ عَقيمٌ ؛ [٢] سياستْ نازاست» ، با چنگ انداختن به قدرت و حراست از قدرت به دست آمده ، حاضر بود به هر كارى دست بزند و هر ناشايستى را انجام دهد و هر نوع ابزار زشتى را به كار گيرد . [٣]
سياست علوى
سياست در نگاه امام على عليه السلام ، اداره استوار جامعه بر اساس معيارهاى الهى و حركتى حق مدارانه است . امام عليه السلام مى فرمايد : «المُلكُ سِياسَةٌ ؛ [٤] كشوردارى ، سياست است» و هرگز براى رسيدن به قدرت و حراست از قدرت به دست آمده ، هر كارى را روا نمى داند ؛ بلكه به عكس ، او توسّل به ابزار نامشروع را حتّى به بهاى از دست دادن قدرت مشروع نيز جايز نمى داند . بر پايه آموزه هاى علوى ، سياست ، شناخت و بهره ورى از ابزارهاى مشروع در اداره جامعه ، و تأمين رفاه مادّى و معنوى مردم است . به ديگر سخن ، در آموزه هاى علوى ، به كار گيرى شيوه هاى نامشروع و ابزارهاى به ظاهر كارآمد ، امّا به واقع ناصحيح ، سياست نيست ؛ بلكه خدعه ، نيرنگ ، فريب و به تعبير امام صادق عليه السلام ، «نَكراء» [٥] است .
[١] سياست نامه امام على عليه السلام ، ص ٢٥ .[٢] الأمالى ، صدوق ، ص ١٣٢ .[٣] سياست نامه امام على عليه السلام ، ص ٢٦ .[٤] غرر الحكم ، ح ١٧ ؛ سياست نامه امام على عليه السلام ، ص ٦٣٤ ، ح ٥٧٣ .[٥] ر . ك : الكافى ، ج ١ ، ص ١١ ، ح ٣ .