ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٢٩٠
٢٢٠٨٠.عنه عليه السلام ـ إنّهُ قَلّما اعتَدَلَ بهِ المِنبَرُ إلاّ قالَ أ: أيُّها النّاسُ، اتَّقوا اللّه َ فما خُلِقَ امرؤٌ عَبَثا فيَلهُو و لا تُرِكَ سُدىً فيَلغُو ، و ما دُنياهُ الّتي تَحَسَّنَت لَهُ تُخلِفُ مِن الآخِرَةِ الّتي قَبَّحَها سُوءُ المَنظَرِ عِندَهُ ، و ما المَغرورُ الّذي ظَفِرَ مِن الدُّنيا بأعلى هِمَّتِهِ كالآخَرِ الّذي ظَفِرَ مِن الآخِرَةِ بأدنى سُهمَتِهِ . [١]
٢٢٠٨١.عنه عليه السلام : كأنَّ الّذي نَسمَعُ مِن الأمواتِ سَفْرٌ عَمّا قَليلٍ إلَينا راجِعونَ ، نُنزِلُهُم أجداثَهُم و نأكُلُ تُراثَهُم كأنّا مُخَلَّدونَ بَعدَهُم ، قَد نَسِينا كُلَّ واعِظَةٍ ، و رُمِينا بِكُلِّ جائحَةٍ . [٢]
٢٢٠٨٢.عنه عليه السلام : فأفِقْ أيُّها المُستَمتِعُ مِن سُكرِكَ ، و انتَبِهْ مِن غَفلَتِكَ ، و قَصِّرْ مِن عَجَلَتِكَ ، و تَفَكَّرْ فِيما جاءَ عن اللّه ِ تباركَ و تعالى فيما لا خَلَفَ فيهِ و لا مَحيصَ عنهُ و لا بُدَّ مِنهُ ، ثمّ ضَعْ فَخرَكَ و دَعْ كِبرَكَ و أحضِرْ ذِهنَكَ ، و اذكُرْ قَبرَكَ و مَنزِلَكَ ؛ فإنّ علَيهِ مَمرَّكَ و إلَيهِ مَصيرُكَ . . . فلْيَنفَعْكَ النَّظَرُ فيما وُعِظتَ بِه ، وَ عِ ما سَمِعتَ و وُعِدتَ . [٣]
٢٢٠٨٠.امام على عليه السلام ـ كه كمتر پيش مى آمد بر منبر رود و پيش از خطبه اش[مى]فرمود : اى مردم! از خدا بترسيد؛ زيرا هيچ انسانى بيهوده آفريده نشده است، تا در نتيجه عمر خويش را به لهو و سرگرمى گذراند و به حال خود رها نشده است، تا هر كارى بيهوده اى كه مى خواهد انجام دهد. اين جهان كه خود را در چشم آدمى زيبا جلوه گر كرده است، جاى آخرت را كه انسان با بَد نِگَرى آن را زشت مى بيند نخواهد گرفت. فريفته دنيا هرچند در اين جهان به بالاترين پيروزى رسد، همچون كسى نيست كه از آخرت كمترين نصيبى برده باشد.
٢٢٠٨١.امام على عليه السلام : گويى آنچه از رفتن مردگان مى شنويم [آن است كه] مسافرانى هستند كه بزودى نزد ما باز مى گردند، آنان را در گورهايشان مى نهيم و ميراثشان را مى خوريم به طورى كه انگار پس از آنها جاودانه ايم. هر پند دهنده اى را از ياد برده ايم، در حالى كه آماج هر بلاى بنياد افكنى هستيم.
٢٢٠٨٢.امام على عليه السلام : پس، اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از خواب غفلتت بيدار شو و از شتابت [در پى دنيا ]بكاه و در آنچه از جانب خداى تبارك و تعالى آمده است و قطعى مى باشد و گريز و گزيرى از آن نيست انديشه كن و آنگاه خود ستايى هايت را كنار گذار و كبر و غرورت را رها كن و ذهنت را آماده ساز و گور و بارانداز خويش را به ياد آر؛ زيرا كه گذرگاهت گور است و فرجامت آن جاست... پس، بايد كه انديشيدن در آنچه بدان اندرز داده شده اى تو را سود بخشد و آنچه را كه به گوش تو خوانده و به تو وعده داده شده است به خاطر سپار.
[١] تنبيه الخواطر : ١/٧٩.[٢] بحار الأنوار : ٧٧/٣٩٥/١٤[٣] بحار الأنوار : ٧٧/٤٠٨/٣٨.