ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ١٨٦
٢١٧٧٣.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ و قد كَتَبَ بهذهِ الرِّسالَةِ إلى أصحابِهِ و أم: بسمِ اللّه ِ الرّحمنِ الرّحيمِ ، أمّا بَعدُ فاسألوا ربَّكُمُ العافِيَةَ ، و علَيكُم بِالدَّعَةِ [١] و الوَقارِ و السَّكِينَةِ ، و علَيكُم بِالحَياءِ و التَّنَزُّهِ عمّا تَنَزَّهَ عنهُ الصّالِحونَ قَبلَكُم ، و علَيكُم بمُجامَلَةِ [٢] أهلِ الباطِلِ ، تَحَمَّلوا الضَّيمَ مِنهُم ، و إيّاكُم و مُماظَّتَهُم ، دِينوا فيما بَينَكُم و بَينَهُم ـ إذا أنتُم جالَستُموهُم و خالَطتُموهُم و نازَعتُموهُم الكلامَ ، فإنّهُ لا بُدَّ لَكُم مِن مُجالَسَتِهِم و مُخالَطَتِهِم و مُنازَعَتِهِمُ الكلامَ ـ بِالتَّقيَّةِ الّتي أمَرَكُمُ اللّه أن تأخُذوا بِها فيما بَينَكُم و بَينَهُم ، فإذا ابتُلِيتُم بذلكَ مِنهُم فإنَّهُم سَيُؤذُونَكُم و تَعرِفونَ في وجوهِهِمُ المُنكَرَ ، و لَو لا أنَّ اللّه َ تعالى يَدفَعُهُم عَنكُم لَسَطَوا [٣] بِكُم ، و ما في صُدُورِهِم مِن العَداوَةِ و البَغضاءِ أكثَرُ مِمّا يُبدُونَ لَكُم . مَجالِسُكُم و مَجالِسُهُم واحِدَةٌ ، و أرواحُكُم و أرواحُهُم مُختَلِفَةٌ لا تَأتَلِفُ ، لا تُحِبُّونَهُم أبَدا و لا يُحِبُّونَكُم ، غَيرَ أنّ اللّه َ تعالى أكرَمَكُم بِالحَقِّ و بَصَّرَكُموهُ و لَم يَجعَلْهُم مِن أهلِهِ فتُجامِلونَهُم و تَصبِرونَ علَيهِم و لا مُجامَلَةَ لَهُم و لا صَبرَ لَهُم على شيءٍ [٤] ، و حِيَلُهُم وَسواسُ بَعضِهِم إلى بَعضٍ ؛ فإنَّ أعداءَ اللّه ِ إنِ استَطاعُوا صَدُّوكُم عَنِ الحَقِّ ، فيَعصِمُكُم اللّه ُ مِن ذلكَ... . [٥]
٢١٧٧٣.امام صادق عليه السلام ـ در نامه اى به اصحاب خود كه به آنان دستور داد آننوشت : ـ به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، از پروردگارتان عافيت و سلامت بطلبيد و سنگين و با وقار و آرام و با شرم و حيا باشيد و از آنچه خوبان پيش از شما دورى مى كردند، دورى كنيد و با اهل باطل خوشرفتار باشيد و ستم آنان را تحمّل كنيد و از كشمكش زياد با ايشان بپرهيزيد و از آنجا كه از همنشينى و معاشرت و بحث و منازعه با آنان چاره اى نداريد، پس هرگاه با ايشان همنشينى و آميزش كرديد و ميانتان بحث و ستيز درگرفت، تقيّه را ، كه خداوند شما را به رعايت آن فرمان داده است، مراعات كنيد؛ زيرا اگر به[شرّ] آنان گرفتار شويد، شما را آزار خواهند داد و بدخواهى و كينه توزى را در چهره آنان خواهيد ديد و اگر نه اين بود كه خداوند شرّ آنها را از شما دور مى كند، بى گمان بر شما سخت يورش مى آوردند. دشمنى و كينه اى كه از شما در سينه هايشان دارند بيش از آن مقدارى است كه نشان مى دهند. محيط زندگى شما و آنها يكى است، اما جان هاى شما و آنان گونه گون است و با هم انس و الفت نمى گيرند، شما هرگز دوستدار آنان نخواهيد شد و آنان نيز هرگز شما را دوست نخواهند داشت، جز اينكه خداوند متعال شما را با [پذيرش دين ]حق گرامى داشته و بدان بينايتان كرده است، ليكن آنان را از اهل حق قرار نداده است. به همين دليل است كه شما با ايشان خوشرفتارى مى كنيد و در برابر آنان صبوريد، اما آنان از خوشرفتارى [با شما ]به دورند و در برابر هيچ چيز صبر و تحمّل ندارند،بلكه نقشه ها و حيله گرى هاى خود را به يكديگر القا مى كنند ؛ زيرا كه دشمنان خدا،چنانچه بتوانند، شما را از حقّ و حقيقت باز مى دارند. پس خداوند شما را از اين نقشه ها و گزندها حفظ مى كند... .
[١] وَ دُعَ و دَاعَة و دَعَةً : أي سكن و ترفّه (النهاية : ٥/١٦٦) .[٢] المجاملة : المعاملة بالجميل . و الضّيم : الظلم . و ما ظظت الرجل مماظّة : شاردته و نازعته (الصحاح : ٤/١٦٦٢ ، و ج ٥/١٩٧٣ و ج ٣/١١٨٠) . و قوله «بالتقية» متعلّق بدينوا، و ما بينهما معترض. (كما في هامش المصدر).[٣] سطابه يسطوا سطوا : قهره و أذلّه (المصباح المنير : ٢٧٦) .[٤] قال العلاّمة المجلسي رحمه الله: اعلم أنّه يظهر من بعض النسخ المصحّحة أنّه قد اختلّ نظم هذا الحديث و ترتيبه بسبب تقديم بعض الورقات و تأخير بعضها. و فيها قوله : «لا صبر لهم على شيء» متّصل بقوله فيما بعد : «من اُموركم» هكذا : «و لا صبر لهم على شيء من اُموركم تدفعون أنتم السيّئة» إلى آخر ما سيأتي، و هو الصواب (مرآة العقول : ٢٥/٧) .[٥] الكافي : ٨/٢/١ ، انظر تمام الرسالة.