ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ١٣٣
٢١٦٦٧.عنه صلى الله عليه و آله : ما مِن أحَدٍ مِن النّاسِ أعظَمَ أجرا مِن وَزيرٍ صالِحٍ مَعَ الإمامِ ، يأمُرُهُ بِذاتِ اللّه ِ فيُطيعُهُ . [١]
٢١٦٦٨.عنه صلى الله عليه و آله : مَن وَلِيَ مِنكُم عَمَلاً فأرادَ اللّه ُ بهِ خَيرا جَعَلَ لَهُ وَزيرا صالِحا ؛ إن نَسِيَ ذَكّرَهُ ، و إن ذَكرَ أعانَهُ . [٢]
٢١٦٦٩.عنه صلى الله عليه و آله : إذا أرادَ اللّه ُ بالأميرِ خَيرا جَعَلَ لَهُ وَزيرَ صِدقٍ ؛ إن نَسِيَ ذَكَّرَهُ ، و إن ذَكَرَ أعانَهُ . و إذا أرادَ (اللّه ُ) بهِ غَيرَ ذلكَ جَعَلَ لَهُ وَزيرَ سَوءٍ ؛ إن نَسِيَ لَم يُذَكِّرْهُ ، و إن ذَكَرَ لَم يُعِنْهُ . [٣]
٢١٦٧٠.عنه صلى الله عليه و آله : ما بَعَثَ اللّه ُ مِن نَبيٍّ و لا كانَ بَعدَهُ مِن خَليفَةٍ إلاّ لَهُ بِطانَتانِ : بِطانَةٌ تأمُرُهُ بِالمَعروفِ و تَنهاهُ عنِ المُنكَرِ ، و بِطانَةٌ لا تَألُوهُ خَبالاً ، فمَن وُقِيَ شَرَّها فَقَد وُقِيَ . [٤]
٢١٦٧١.بحار الأنوار عن عبدِ اللّه ِ بنِ عبّاس : سمعتُ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يقولُ : إنّ أوّلَ ما كَلَّمَني بهِ [أي اللّه َ عَزَّ و جلَّ في لَيلَةِ الإسراءِ] أن قالَ : يا محمّدُ ، انظُرْ تَحتَكَ ، فنَظَرتُ إلَى الحُجُبِ قدِ انخَرقَت ، و إلى أبوابِ السّماءِ قد فُتِحَت ، و نَظَرتُ إلى عليٍّ و هو رافِعٌ رأسَهُ إلَيَّ فكَلَّمَني و كَلَّمتُهُ و كلَّمَني ربّي عَزَّ و جلَّ . فقُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ ، بِمَ كَلَّمَكَ ربُّكَ ؟ قالَ : قالَ لي : يا محمّدُ ، إنّي جَعَلتُ علِيّا وَصِيَّكَ و وَزيرَكَ و خَليفَتَكَ مِن بَعدِكَ ، فأعلِمْهُ . [٥]
٢١٦٦٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اجر هيچ يك از مردم بزرگتر از اجر وزيرى شايسته براى زمامدار نيست كه او را درباره خداوند [و اطاعت از فرامين او ]سفارش كند و وى به توصيه هايش عمل نمايد.
٢١٦٦٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر يك از شما كه عهده دار كارى شود و خداوند خير او را بخواهد، برايش وزير پاك و شايسته اى قرار مى دهد، كه هرگاه فراموش كرد به او يادآورى كند و هرگاه يادش بود، كمكش رساند.
٢١٦٦٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه خداوند خوبى فرمانروايى را بخواهد، وزيرى راستين و شايسته براى او قرار دهد، كه هرگاه فراموش كرد به او يادآورى كند و هرگاه به يادش بود او را يارى رساند. ولى هرگاه خداوند غير آن را براى او بخواهد، وزير بدى نصيبش كند كه هرگاه فراموش كرد به او يادآورى نكند و اگر هم به يادش بود ياريش نرساند.
٢١٦٧٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند هيچ پيامبرى مبعوث نكرد و آن پيامبر پس از خود جانشينى نداشت، مگر اينكه اطرافيانش دو دسته بودند: دسته اى كه او را به كارهاى نيك توصيه مى كردند و از بدى باز مى داشتند و دسته اى كه از هيچ نابكارى در حقّ او كوتاهى نمى كردند. پس، هركه از شرّ اين دسته حفظ شد براستى كه محفوظ مانده است.
٢١٦٧١.بحار الأنوار ـ به نقل از عبد اللّه بن عباس ـ: شنيدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود : نخستين چيزى كه [خداوند عزّ و جلّ در شب معراج ]به من فرمود ، اين بود كه گفت: اى محمّد! پايين پاى خود را نگاه كن. پس، پرده ها را ديدم كه از هم دريده و درهاى آسمان را ديدم كه گشوده شدند و على را ديدم كه سر خود را به سوى من بالا گرفته است. پس با هم سخن گفتيم و پروردگارم عزّ و جلّ با من سخن گفت. عرض كردم: اى رسول خدا! پروردگارت به تو چه سخنى گفت؟ پيامبر فرمود: به من فرمود: اى محمّد! من على را وصىّ و وزير و جانشين تو پس از تو قرار دادم. اين را به آگاهى او برسان.
[١] كنز العمّال : ١٤٩٣٣.[٢] كنز العمّال : ١٤٦٣٠.[٣] سنن أبي داوود : ٣/١٣٢/٢٩٣٢.[٤] الترغيب و الترهيب : ٣/٢٢٠/٣.[٥] بحار الأنوار : ١٦/٣١٨/٧.